وانجلوس اودیسسئوس پاپاتاناسسیوس یک معروف به ونجلیز، آهنگساز نابغه یونانی، از سن چهار سالگی، در حالی كه هنوز خواندن و نوشتن نمیدانست و نتها را تشخیص نمیداد، به ساختن آهنگ پرداخت
ونجليز اديسيوس پاپاتاناسيوس در ۲۹ مارس ۱۹۴۳ در شهر كوچكي در نزديكي والوس يونان متولد شد. از سن چهار سالگي شروع به نواختن پيانو كرد، والدينش سعي كردند تا با گرفتن معلم خصوصي او را تشويق كنند اما او به آموزشهاي رسمي جواب نداد. او عاشق اسطورههاي كشورش و كار با آنها بود. خود ونجليز در اين باره ميگويد: «هميشه احساس ميكنم كه نميتوان همهچيز را از طريق آموزشهاي كلاسيك ياد گرفت؛ چرا كه اين تجربهها و اندوختههاي فردي هستند كه در نهايت نتيجه ميدهند. از همان سنين كودكي داستانهاي اساطيري توجه مرا به خود جلب ميكردند. من اين داستانها را از خانواده و اطرافيانم ميشنيدم و آنها را به خاطر ميسپردم. هر چه زمان ميگذشت اين داستانها در درون من عميقتر ميشدند. اين داستانها در درون همه ما هستند، تمامي تاريخ بشري از همان زمان آفرينش ذرههاي هستي (آغاز خلقت) تا تكامل كاینات همه در درونمان به صورت ذاتي وجود دارند. اورانوسيوگيا (خداي آسمان و فرزند زمين)، مبارزات تايتان (خداي خورشيد)، مبارزات ژيانتس (غولها) براي تصرف اروپا، تزيوس (قهرمان يوناني فاتح آمازونها) و مينوتار (جانوري كه نيمي از بدنش گاو نيم ديگرش انسان بود)، هركول، پريهاي دريايي، سياره مريخ با دو فرزندش (ماهوارهها)، الهه عقل و زيبايي و داستانهايي از اين دست واقعاً مرا حيرتزده ميكردند. هر زمان كه من آنها را به خاطر ميآورم به حقايق تازهاي پي ميبرم.» او موسیقیدانی خودساخته است. در اواسط سالهای ۶۰ در گروه پاپ «Formynx» و گروه پاپ پیشروی «Aphrodite’s child» فعالیت میكرد. از سوی گروه «yes» دعوت شد تا جای نوازنده كیبورد، ریك ویك من۲ را بگیرد، اما او این دعوت را رد كرد تا در بهبود خلاقیت و سبك خود بكوشد. نخستین اثری كه ونجلیز را به شهرت ناگهانی رساند، موسیقی سریال مستند تلویزیونی «Cosmos»، به كارگردانی كارل ساگان۳ دانشمند معتبر و مشهور ناسا۴ بود. او نویسنده مشهوری نیز بود و جایزه ادبی پولیتزر۵ را به دست آورده بود. ونجلیز در سال ۱۹۸۲، برای موسیقی فیلم «Chariots of Fire» جایزه اسكار دریافت كرد و نشان داد كه جوانی بسیار خلاق است و برخلاف بسیاری از همكارانش در موسیقی الكترونیك، از سینتیسایزر، سازی را ساخت كه شان آن كمتر از یك اركستر نیست. موسیقی جام جهانی فوتبال را در سال ۲۰۰۲ نیز ساخت. ونجلیز در مصاحبهای گفته است: «من واسطهای هستم كه موسیقی از طریق من، از میان هیاهوی صداها سربرمیآورد وگرنه این من نیستم كه موسیقی را میسازم. در واقع موسیقی است كه مرا مدیون خود میكند!» از آنجا كه او در آموختن موسیقی، هرگز استادی نداشت و كمترین اطلاعی در مورد نتنویسی ندارد، همه آثارش را فیالبداهه و با كمك سینتیسایزر مینوازد و ضبط میكند. بدون سینتیسایزر، او هرگز نمیتوانست آثار بدیعش را كه نیاز به اركستر كامل دارد، خلق كند. ونجلیز هنگامی به موسیقی الكترونیك اعتبار و ارزش جهانی بخشید كه همه همكارانش به موسیقی پاپ تجاری روی آورده بودند. او پس از دریافت نخستین اسكارش، در ظرف چند ماه، بیش از ۵۲ پیشنهاد ساخت موسیقی فیلم را دریافت كرد، ولی برخلاف اغلب هنرمندان دنیا، او راه ساده پول درآوردن را كنار گذاشت و فقط به حس خود اعتماد كرد و در نتیجه در عرصه دشوار موسیقی الكترونیك، چند سر و گردن بالاتر از دیگران قرار گرفت. او با ساختن موسیقی فیلمهایMissing”.“The Bounty” “Antarctica و انتشار دو آلبوم با همكاری یان اندرسن۶ آرام و مطمئن، مسیر درخشان موسیقایی خود را ادامه داد. كارهای بعدی اوSoil Festivities” ، “Mask”، “Invisible Connections نیز با استقبال فراوانی در سطح جهان روبهرو شدند. در سال ۱۹۸۶، با آشنایی با موسیقی كشورهای جهان سوم تحول شگفتآوری در آثار او پدید آمد. او برای رویدادی ورزشی كه همزمان در سراسر جهان اتفاق میافتاد، “Race Against Time” را ساخت. در سال ۱۹۸۸، آلبوم “Direct” منتشر شد كه استعداد خارقالعاده ونجلیز را در ایجاد ارتباط سریع و مستقیم با مخاطبش نشان داد. ونجلیز در سال ۱۹۹۶ آلبوم «A Tribute to Greco» را كه فقط در یونان پخش شده است، صرفاً برای خرید آثار ال گریكو۷ توسط موزه یونان ساخته است. ونجلیز در یكی از بارآورترین دورههای زندگیاش، آهنگهای درخشانی را برای پسر عمویش دمیس روسوس ۸ كه از برجستهترین خوانندگان یونان است، ساخت. موفقیت بینظیر دمیس روسوس، سرمایه كافی را برای ونجلیز فراهم آورد، تا بتواند استودیویی را با پیچیدهترین سینتیسایزرها بسازد. او خانهای قدیمی را در لندن خرید و استودیوی محبوب خود «Nemo Studio» را بنا نهاد و بخشی از بهترین كارهایش را ساخت. او با بهرهگیری از مضامین انجیل و با همكاری RCA، اثر درخشانش «Heaven and Hell» را در استودیی كه هنوز ساختمانش نیمهكاره بود و كارگران مشغول كار بودند، ساخت، اثری كه در موسیقی الكترونیك، از جمله شاهكارهای بینظیر است و مضامین روحانی در آن به صورتی بسیار عاطفی و رمزآلود اجرا میشوند. در این اثر صدای خواننده زن و همسرایان به شكلی منحصربهفرد و بدیع، در كنار سازهای كوبهای و سینتیسایزرها، اثری كامل را به وجود آوردهاند. بزرگترین مزیت ونجلیز نسبت به تمامی كسانی كه در موسیقی الكترونیك به خلق اثر پرداختهاند، این است كه موسیقی او برخلاف موجی كه از آلمان سرچشمه گرفت و به سوی سایر نقاط سرازیر شد، موسیقی سرد و وهمانگیز و دلهرهآوری نیست، بلكه نوعی آرامش، عرفان و روحانیت در آثار او به چشم میخورد كه به موسیقی الكترونیك، شان موسیقی اركسترال را داده است. آلبومها: 1968: پایان جهان 1969: ساعت پنج است 1972: آلبوم 666(این آلبوم در دو سیدی منتشر شده است) 1994: آفرودیت چایلد(باران و اشکها آهنگ مشهور این آلبوم است) 1995: بزرگترین موفقیت(این آلبوم توسط کمپانی BRA در هلند گردآوری شده و شامل کلکسیونی از بهترینهای آلبوم آفرودیت چایلد با کیفیت صدای بسیار بالا، کتابچه راهنمای آن شامل عکسهای مختلف از ونجلیز و همچنین بعضی آهنگهایی که هرگز منتشر نشدهاند میباشد). 1996: کلکسیون کامل(این آلبوم شامل 2 سیدی با بیشترین آهنگهاست (46 آهنگ) که توسط برت وان بریدا از کمپانی BR موزیک هلند جمعآوری شده است. بسیاری از این آهنگها هرگز در هیچ کجا منتشر نشده بودند). 2001: آهنگها 2002: بابیلون عزیز 2004: آهنگها (این آلبوم شامل گزیدهای از بهترین آهنگهای آلبومهای اولیه ونجلیز میباشد که در دو سیدی عرضه شده است).
منبع : تحليل روز
کلمات کليدي :
ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 1 مرداد ماه ، 1388 توسط neda_keshavarz
سلام گلم....آهنگ خیلی خیلی زیبایی ِ...هم قسمتی که می خونن و هم قسمت بی کلامش....درواقعا فوق والعادس....ایران زیاد این آهنگ و پخش می کنه...اما هیچ وقت نام هنرمندش و بیان نکرده................ممنون.مهسارضوی
موسیقی پیشنهادیتون قشنگه، ولی یه کم تکراریه.
ممکنه خواهش کنم گاهی هم از موسیقی های اصیل ایرانی استفاده کنید. مثل آثار درویش خوان، صبا، روح الله خالقی یا همین جدیدترا؛ حسین علیزاده، مسعود شعاری و خیلی های دیگه.
قطعات بی کلام زیبایی دارن.
بازم ممنون.