داستان آموزنده و جالب قهرمان بوکس

روزی قهرمانِ بوکس به کافی شاپ میره و یه قهوه از نوعِ مرغوب (گرون قیمت) سفارش می ده؛ زمانی که گارسون سفارش رو میاره سرِ میز، قهرمان یادش میافته که دستهاشو نشسته و باید بره و دستشویی ! ولی از ترسِ اینکه کسی قهوه اش رو نخوره نمیتونست میزش رو رها کنه! sad
تصمیم میگیره که این یادداشت رو کناره قهوه اش بذاره:
(این قهوه مالِ منه امضا : قهرمانِ بوکسِ جهان )



وقتی که برمیگرده میبینه که قهوه اش رو خوردن و کنارش این نوشته رو گذاشتن:
(قهوه ات رو خوردم امضا : قهرمانِ دوویِ جهان) smiley2
1
1
0
1 نفر

3 نظر

  1. سلام علیکم
    دست تون درد نکنه، خیلی جالب بود
  2. سلام دوست خوبم
    خواهش میکنم smiley17
  3. سلام زهره خانم. خیلی با نمک بودYolks62
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.