داستان کوتاه: لبخند خدا

16 آبان 1393   سید   گنجینه ادبی, داستان کوتاه   2 نظر   1106 بازدید   |


"سوره ی کهف" را خیلی دوست دارم. مخصوصا آیات 60 تا 82 را که ماجرای حضرت خضر و موسی (ع) است. به آیه ی 66 که می رسم نمی توانم جلوی اشک هایم را بگیرم: ((هرگز تو توانایی همراهی مرا توأم با صبر نداری)).
با خواندن آیه ی فراق، یاد آقا پر می شود توی دلم. با تمام وجود می سوزم از صبرهایی که ندارم و نداشته ام. از گناهانی که باعث فراق می شوند. غبطه می خورم به حال آنهایی که معنی همراهی و اطاعت را خوب فهمیدند و خوب عمل کردند. به یاد مردانی می افتم که سرودشان این بود:
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خان و مان را چه کند
یکی از آن مردها همسایه مان بود، چند سالی کوچکتر از بابای خودم. بهش می گفتیم: عموجان!
وقتی شنید عملیات نزدیک است، طاقت نیاورد و راهی جبهه شد. زن عمو ماند با هفت بچه ی قد و نیم قد که آخری اش یک ماهه بود.
آن روزها من هم بازی بچه هایش بودم. در عالم خاله بازی هایمان عموجان برمی گشت با کلی اسباب بازی و عروسک. چقدر ذوق می کردیم از این خیالاتمان.
چقدر آن لحظات سخت می گذشت. زن عمو از همه جا و همه کس سراغش را می گرفت؛ یکی می گفت خوابش را دیده، دیگری می گفت از رادیو عراق صدایش را شنیده.... یا این که از تلویزیون دیدنش. تکیه داده بود به خاکریز و زخم هایش را می بست....
انتظار و ناراحتی بچه هایش را که می دیدم، خجالت می کشیدم اسم بابای خودم را پیش آنها بیاورم.
خبرها و خواب ها.... امید و نا امیدی.... با گذشت ماهها و سالها قضیه ی برگشتن عمو کم رنگ تر شد.
بعد از یازده سال، انتظارها تمام شد و عمو برگشت.
اما چیزی از آن عموی مهربان باقی نمانده بود، جز چند تکه استخوان و جورابی که زن عمو برایش بافته بود.
الان که می روم سر مزارش. گاهی زن عمو را در کنارش می بینم. خیلی پیر و شکسته شده، سلامم را خیلی گرم پاسخ می دهد و به رویم لبخند می زند. انتظار دارم، گله کند یا اشک بریزد.... اما دریغ از یک آه! اینها را که می بینم از خودم خجالت می کشم، به این فکر می کنم که صبر کردن یعنی چه؟! و دوباره این حدیث توی ذهنم تکرار می شود:
((اگر بنده مقام صبر را می دانست، آرزو می کرد لحظه لحظه با مقراض تکه تکه اش کنند)).
1
1
0
1 نفر

2 نظر

  1. سلام علیکم
    خیلی جالب ومعنوی بود از شما سپاسگذارم که یاد شهدارو زنده نگه میدارید
  2. سپاس بر شما دوست عزیزم.
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.