اشعار زیبایی از فاضل نظری

11 اسفند 1393   حنان   گنجینه ادبی   3 نظر   798 بازدید   |

نیستی کم!نه از ایینه نه حتی از ماه
که ز دیدار تو دیوانه ترم تا از ماه

من محال است به دیدار تو قانع باشم
کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه


به تمنای تو دریا شده ام گرچه یکی ست
سهم یک کاسه ی اب و دل و دریا از ماه


گفتم این غم به خداوند بگویم دیدم
که خداوند جدا کرده زمین را از ماه

صحبتی نیست اگر هم گله ای هست از اوست
میتوانیم برنجیم مگر ما ازماه!

خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها معادله ها احتمال ها

خطی کشید روی تساوی عقل و عشق
خطی دگر به قائده ها و مثال ها

خطی دگر کشید به قانون خویشتن
قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها

از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خط ها و خال ها

خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها

4
4
0
4 نفر

3 نظر

  1. سلام حنان جون خوبی؟خیلی قشنگ بود ممنون عزیزدلم smiley16 smiley33
    smiley17 smiley17

    سلام حنان جون خوبی؟خیلی قشنگ بود ممنون عزیزدلم smiley16 smiley33
    smiley17 smiley17
  2. سلام
    سپاس....بسیارزیبا....
  3. parisa.h
    رعنافرشی نوراللهی
    سلام /مرسی از توجهتون
    بله واقعا اشعار زیباییهnya77
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.