مناظره زیبای قاشق و چنگال

4 مرداد 1395   fereshteh akhavan   گنجینه ادبی, شعر   0 نظر   1537 بازدید   |

مناظره زیبای قاشق و چنگال

 


رشته پیوند

گفت چنگالی به قاشق، ای رفیق ...من ندیدم چون تو همدستی شفیق
هر کجا خوانی است اخوانیم ما...هر کجا سوری است میهمانیم ما

وقت لقمه بردن و آوردنت...دست من باشد به گرد گردنت
خوردنیهایی که داری در درون...در پناه من نمی افتد برون

قصه ما قصه هم یاری است...قصه همیاری و همکاری است
امشب اما یار را بردی ز یاد...حق ما را بردی و خوردی زیاد

گوییا محبوب دیگر یافتی...فارغ از ما ، سوی او بشتافتی
دیده ای بس چهره خندان من...غافلی از چنگ و از دندان من

قاشق از بشقاب سر بر کرد و گفت..ای که عمری با تو هستم یار و جفت
اختیار از دست ، بیرون رفته است...ناقه ام دنبال مجنون رفته است

گر ببینی آنچه من دیدم کنون...هفت وادی طی کنی خود از جنون
دور بودم از تمام سکر ها...داشتم بر درگه حق شکرها

لیک گشتم با غذایی آشنا...چرب و نرم وناب و گرم و با صفا 
رنگ و روی آن " تسرالناظرین"...طعم و بوی آن "تلذالحاضرین"

گر ببینی این غذای نو ظهور...چشم می پوشی زهر شیرین و شور
من اگر چندی جدا ماندم ز تو...آستین هرگز نیفشاندم ز تو

"رشته ای بر گردنم افکنده دوست...می برد هر جا که خاطر خواه اوست"
ناگهان چنگال آهی بر کشید...همچو مرغی سر به زیر پر کشید

گفت: آخراین غذا ،آن دوست کیست؟...ترک پیمان وفا از بهر چیست؟
گردنت بنما بگو آن رشته کو...نیستم نا محرم ای یار نکو!

گفت : آن رشته همان ماکارونیست...در مذاقم خوشتر از آن هیچ نیست 
هم مقوی هم مغذی هم لطیف...زیبد این مظروف را ظرفی ظریف

از تبار گندم است و زرع و کشت...مائده آورده گردون، از بهشت
رشته جان بسته ی این رشته هاست...باغ رضوان عرصه ی این کشته هاست

کودکان از جان و از دل طالبش...تشنه از دریا و ساحل طالبش
روح لذت یافت از ماکارونی...جسم قوت یافت از ماکارونی

قصه قاشق به این غایت رسید...رنگ چنگال از سر خجلت پرید 
گفت ای دیرینه یار پایدار...یار نو آمد ! مرا هم یاد آر

با چنین وصفی که کردی زین غذا...کاش می بردی مرا از ابتدا
رشته با چنگال و قاشق خوشتر است...آن نگین در خورد این انگشتر است

دست بفشاریم اگر در دوستی...عشق آید برتر از هر دوستی
سر بر آورد آن زمان قاشق زجای...عهد نو بستند با یاد خدای
رشته پیوند شد ماکارونی...محور این پند شد ماکارونی

راز پیروزی به هم پیوستن است...نو به نو عقد اخوت بستن است
یار هم باشیم و همکاری کنیم...خلق را در کارها یاری کنیم

شعر از: دکتر محمود الهام بخش
منبع:faribaolumi.persianblog.ir
1
1
0
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.