گلستان : حکایت 2

3 اردیبهشت 1388   Negin Bagherani   گنجینه ادبی, گلستان سعدی   0 نظر   484 بازدید   |

گلستان سعدی نثر داستان

مال از بهر آسایش عمرست نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی را پرسیدند : نیکبخت کیست و بدبختی چیست؟ گفت : نیکبخت آنکه خورد و کشت و بدبخت آنکه مرد و هشت.

 

مکن نماز بر آن هیچ کس که هیچ نکرد

که عمر بر سر تحصیل مال کرد و نخورد

حضرت موسی علیه السلام قارون را نصیحت کرد که : احسن کما احسن الله الیک. نشنید و عاقبتش شنیدی.

آنکس که دینار و درم خیر نیندوخت

سر عاقبت اندر سر دینار و درم کرد

خواهی که ممتع شوی از دنیی و عقبی

با خلق کرم کن چو خدا با تو کرد

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.