گلستان : حکایت 36

6 خرداد 1388   Negin Bagherani   گنجینه ادبی, گلستان سعدی   0 نظر   344 بازدید   |

یکی از بزرگان را به محفلی اندر همی ستودند و در اوصاف جمیلش مبالغه می کردند . سر برآورد و گفت : من آنم که من دانم.

شخصم به چشم عالمیان خوب منظر است

وز خبث باطنم سر خجلت فتاده پیش

طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق

تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.