نگاهی به صور خیال در چند غزل از بهمنی
  نگاهی به صور خیال در چند غزل از بهمنی 

محمدعلی بهمنی جزو شاعران غزلسرایی است که از دهه ۵۰ تاکنون در کسوت هایی متفاوت حضور شاعرانه ای مستمر داشته است. در خصوص تحلیل شعر بهمنی می توان دوره های مختلفی را در نظر داشت اما در این نوشته نگارنده بیشتر خود را ملزم به تحلیل جنس بیان شعر وی کرده است که ...



در خصوص تحلیل شعر بهمنی می توان دوره های مختلفی را در نظر داشت اما در این نوشته نگارنده بیشتر خود را ملزم به تحلیل جنس بیان شعر وی کرده است که می تواند محلی باشد برای مخاطبان او که با انتشار کلیات وی توسط نگاه، می خواهند نگاهی کلی به شعر این شاعر داشته باشند. محمد علی بهمنی، غزلسرای معاصر از آن دست شاعران است که رویکردی متفاوت از پیش به مساله خیال دارد. تشبیه، مجاز، کنایه، استعاره و... در آثار بهمنی و به ویژه غزل هایش لباسی ساده، امروزی و شخصی به تن می کند تا آنجا که مخاطب متجدد و جوان در هم ذات پنداری شگفت انگیز آن را به عنوان رایحه ای متفاوت و جریانی مجزا می پذیرد. برخی از این نمود های تصویری در آثار بهمنی از قرار زیرند:

۱) تشبیه: در غزلیات بهمنی ساختمان تشبیهات بیشتر با کارماده هایی امروزی ساخته می شود، به طور مثل در دو بیت که در ادامه می آورم کلماتی مانند «غزل یا نیمایی» و همین طور «سمباده» با رویکردی تازه در جایگاه مشبه به (هماننده) قرار گرفته اند: جسمم غزل است اما روحم همه نیماییست / در آینه تلفیق، این چهره تماشاییست، یا: عریانی بازتابی این جسم / هر چند به چشم روه سمباده است

۲) استعاره، مجاز: مجاز نیز در شعر های بهمنی کارکردی متفاوت و امروزی دارد: در این زمانه بی های و هوی لال پرست / خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست (استعاره) تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب / حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب (مجاز)

۳) تمثیل و کنایه : برخورد بهمنی با کنایه بسیار ساده و خودمانی است به شکلی که گاهی اصلا کنایه وارگی و منظور داشتن از آن استنباط نمی شود. این می شود که یافتن وجهه های کنایی زبان در آثارش بسیار دشوار می شود. این خصلت شاید برآمده از روحیات شخصی شاعر باشد که بسیار آرام و ساده و صمیمی است: چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو / که این یخ کرده را از بی کسی «ها» می کنم هر شب

۴) تلمیح: بهمنی به تلمیح نگاهی نئوکلاسیک دارد که بی ارتباط با نوع و فضای کلی حاکم بر زبانش نیست. اگر به قصه آدم و حوا اشاره ای می کند آدم را در معنای کنایی و ایهام آلودی به تصویر می کشد. حوای من بر من مگیر این خود ستایی را / تنها تر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست و یا: رسیده ام به کمالی که جز انالحق نیست / کمال ِ دار برای من کمال پرست

۵) تشخیص و اغراق : تشخیص های بهمنی بیشتر با منادا قرار دادن شی به وجود می آید. نمونه هایی از این دو آرایه در غزل های شاعر: هی مترسک کلاه را بردار/ ما کلاغان دگر عقاب شدیم (تشخیص)
یا: در من غزلی اینک دنبال تو می گردد / ای آنکه تو را دیدن انگیزه گویایی است (تشخیص)
یا: تا بیاسایم در این هنجار و ناهنجار ها / کرده ام یک کشتزار پنبه را در گوش چشم (اغراق و تشخیص)

۶) محور عمودی خیال: پژوهشگران به این باورند که محور خیال در شعر کهن سیری افقی دارد که معمولا از یک بیت فراتر نمی رود، درحالی که در شعر امروز خیال محور عمودی دارد که در سراسر یک غزل یا یک سروده تداوم می یابد. در واقع یکپارچگی که هدیه مدرنیسم است در غزل ما شبیه به شعر «در دیگران می جوییم اما بدان ای دوست» با ارتباط عمودی بین ابیات ظاهر می شود. همین طور بهمنی با کمک گرفتن از روایت و موقوف کردن معانی ابیات و همین طور ایجاد گفت وگو با شخصیتی عموما خیالی به دنبال ایجاد چنین پیوندی بین ابیات خود است، به طور مثال در غزلی با مطلع «در گوشه ای از آسمان ابری شبیه سایه من بود» فرمی تا حد زیادی مدرن و حتی ریختی شبیه به شعر سپید و نیمایی را در سطر بندی بین ابیات بنا می کند که موید این مساله است که شاعر به دنیایی که در آن زندگی می کند و به آن تعلق دارد ادای دین می کند: در گوشه ای از آسمان ابری شبیه سایه من بود / ابری که شاید مثل من آماده فریاد کردن بود...
در یک نگاه کلی غزلیات بهمنی ریشه در ادبیات سنتی و سبک های مختلف و متنوع فارسی دارد، گاهی از شیوه بیان سبک عراقی توشه ای بر می دارد و گاهی شبیه به سبک هندی نازک خیالی پیشه می کند، همین است که بسیاری غزل هایش را ادامه راه زیبایی شناسی زبان نیما می دانند و گاهی او را به سهل ممتنع های سعدی نسبت می دهند. به هر حال این زیرکی ها ذات شعر و رندی در خون شاعر است. شاید ابزار تولید خیال بهمنی در غزل و حتی در شعرهای نو به اندازه هم نسلان نوپردازش مدرن نباشد اما در تداوم غزل های نوآورانه معاصر و کسانی که از دهه ۳۰ و ۴۰ پا در این راه گذاشته اند، در واقع در شعرهای محمد علی بهمنی تغزل در روان ترین شکل ممکن جریان پیدا می کند، برخورد این غزلسرا با صور خیال بیشتر ضروری و کارکردی است. یعنی از شیوه استفاده از آرایه های عموما زینتی خاص متون کهن صرف نظر کرده و به صور خیال از آن جهت که گرهی از زبان وا کند یا تولید زیبایی کند، می نگرد، حتی اگر به قیمت تهی شدن شعرش از صور خیال بینجامد و به سادگی و بی آلایشی برسد.

به همت: مریم پورمحمدی
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.