ادبي: تخیل ته قابلمه

2 اردیبهشت 1390   maryam.pourmohammadi   گنجینه ادبی, مقالات ادبی   0 نظر   559 بازدید   |

تخیل ته قابلمهنگاهی به سروده های روجا چمنکار در "مردن به زبان مادری"
در طول دو دهه گذشته بانوان شاعر بسیاری در ادبیات امروز ایران و محافل ادبی و گاه حتی رسانه ها نام و آثارشان مطرح شده است که هریک دربازه ای از زمان درخشیده اند و خورشید شعرشان پس از چندی غروب کرده است .
اما هر پدیده و رویدادی قطعاً در درون خود استثناهایی هم دارد و در این مورد اخیر هم هستند انگشت شمار شاعران بانویی که با گذشت دو دهه همچنان در جریان شعری و ادبی کشور حضوری فعال و نه منفعل و البته تاثیرگذار دارند. روجا چمنکار شاعر جوان و جنوبی یکی از همین نام های آشناست که نخستین جرقه ها و تشعشع های شاعرانه اش در اواسط دهه70 متجلی شد و با انتشار کتاب"رفته برایم کمی جنوب بیاوری" که با همین کتاب هم نامزد دریافت چند جایزه شد نشان داد که اوشعر را جدی گرفته است و حداقل همانند دوستان نزدیکش همچون لیلی گله داران که تقرباً همزمان"یوسفی که لب نزدم" را منتشر کرد، شاعری مقطعی نخواهد بود.
چمنکار بعدها با انتشار کتاب"سنگ های نه ماهه" توسط نشر ثالث که در مقایسه با کتاب اول اگرچه آن عاطفه وحشی و رها را کمتر داشت ، اما ذهن نظام مند و پخته و شاعرانه اش را به نمایش درآورد که این باور را در ذهن بسیاری از منتقدان تثبیت کرد که او می خواهد یکی از جدیترین شاعران بانوی کشور دردهه های اخیر باشد...



گام جدی بعدی چمنکار انتشار کتاب "باخودم حرف میزنم" بود که این کتاب هم برای او با موفقیت هایی همراه بود و درنهایت او امسال و با همت نشر چشمه که به تازگی مدیرانش روی خوشی به شعر جوان امروز نشان داده اند، مجموعه ای دیگر از سروده هایش به نام "مردن به زبان مادری" منتشر کرد.
مجموعه ای که به زعم نگارنده کمتر می تواند ادامه طبیعی سروده هایی باشد که ما در گوشه حافظه شعری مان از چمنکار خوانده ایم و می شناسیم .
اگر بخواهیم شعرهای چمنکار را در این مجموعه بررسی کنیم و به نوعی به این مجموعه ورودی داشته باشم فکر می کنم بهترین ورود همین نام مجموعه باش د که 3عنصر جدی را درون خود پنهان کرده است که اتفاقاً هم جنبه های مضمونی و محتوایی و هم پرداخت فرمی و زیبایی شناختی شاعر را در بر میگیرد و به عبارتی :
1-مردن(با رویکرد به مضمون و انتشار نوعی یاس و بیهودگی)
2-زبان(به عنوان مهمترین ابزار شاعر برای سرودن)
3-مادری(با توجه به نگاه و تاکید شاعر برای اصالت بخشیدن به شعر و بومی گرایی)
روجا چمنکار شاعری است که همواره در این کتاب و شاید کلیت آثار منتشر شده اش بر 2 چیز به خوبی آگاهی وقوف دارد، نخست سهم زنانگی در همه ابعاد شعر از محتوا گرفته تا زبان و دیگری سرزمین مادری اش یعنی جنوب گرم و صمیمی است و هنگامی هم که از جنوب می نویسد تنها یک مرز و اقلیم جغرافیایی برای چمنکار نیست بلکه او در جنوب هویت و شخصیت خودش را در تمام ابعاد جست و جو می کند و گاه همین کنکاش ها را در شعرش فریاد می زند .
اما بگذارید از بخش نخست یعنی نمودهای زنانگی در شعرش آغاز کنیم با یادآوری این نکته که بروز و حضور جنسیت در شعر چمنکار هرگز برخلاف آنچه که در اکثر آثار ادبی و هنری در سال های گذشته شاهد بوده ایم به معنای جداسازی نیست یا به معنای برجسته سازی تفاوت های جنسی هم نیست که مثلاً شاعری در شعرش فریاد بزند: می خواهم/مادگی کنم...(پگاه احمدی)
بلکه به باور من نوعی متفاوت نویسی است که ریشه آن هم در نگاه متفاوت یک زن در مقایسه با یک مرد به جهان و فلسفه هستی با همه دغدغه هایش باز می گردد. اگرچه ریشه های فیزیولوژیک و تفاوت های ماهوی جنسی در شکل گیری تفاوت ها در نوشتن بر اساس تجربه های زیستی شخصی است که او داشته و گاه در طول تاریخ ادبیات برای زنان بیان آن به صورت تابو بوده است و البته چمنکار هیچ گاه هم از مرز حجاب های مرسوم جامعه در نوع بیان تعدی نمی کند :
به ناخن های بلندم نگاه می کنم
و این که جای خراش
همیشه توی رگ هایم بوده آزارم می دهد
مثل مادری که به جوجه هایش غذا می دهد
دردی به دهانم می گذاری
داغی به دلم ...(ص10)
یا:
در یک قاب بسته اتفاق می افتد
با بوی سیر و سبزی و پیاز
و مخلفات اتفاق در آشپزخانه
چشم که می بندم
از انکار اولین کلمات می آیی
از انکار آب و آتش و درختان بلوط
و میوه های سوخته در پیراهنم
کمی آرد همه چیز را به هم می چسباند
در یک قاب بسته اتفاق می افتد
در بخار آب
فلفل و ادویه بر لب هام
تمرهندی
صدای خلخال ها
نوک تیز چاقو بریدن لیز ماهی
و غلغل دو سایه بر کابینت های بی دوام
نور می رود
صدا می رود
چیزی نیست
اتصالی این لامپ ها همیشگی ست
چهار طبقه تک واحدی
طبقه چهارم
بدون پارکینگ و انباری
در یک قاب سیاه و سفید اتفاق می افتد
با شعله کم جا افتاده بودم
من فکر میکنم مهمترین ویژگی شعرهای چمنکار در همین تفاوت نگاهی است که او دارد. یعنی نگاهی که تمرکزش بر روایت از دورن است . از زن را و زنانگی اش را آن طور که فمینیست ها یا سنت گرایان می خواهند روایت نمی کند و نگاهی بر اساس ایسم ها ندارد یا نگاهی بر اساس انچه که امروز تئوری های جامعه شناختی درباره زن چه می گویند ندارد، او زن بودنش را آن طور که خودش تجربه کرده از درون بیان می کند و نه از بیرون و کلمات را با کمی تخیل به درون کابینت آشپزخانه و ته قابلمه ریخته است .
اما نکته دوم به روایت زبان مادری و سرزمین مادری او باز می گردد:
از تهران که می گویم به دریا می رسم
از خودم از تو
از اسمان که می گویم به دریا می رسم
از دریا که فاصله می گیرم
که فراموش می کنم
که دوباره شروع می کنم
به دریا می رسم
کجای دریا نشتی دارد
که تمام رابطه های من عاشقانه می شوند
خیس می شوند و به دریا می رسند (شعر نخست کتاب)
شعر چمنکار در این مجموعه به بوی دریا که برای او نماد سرزمین مادری اش محسوب می شود آغشته و پیوسته است و همان طور که خودش می گوید دریا در شعر و زندگی او نشت پیدا کرده است و نه ریخته و نه پاشیده شده است چراکه اگر این بود بالاخره در جایی این پیوستگی به اصطلاح از شعر بیرون می زد .


به همت"طاهره جعفری"

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.