شعر عطار غالباً صوفيانه است. در غزل او مضامين سنايي و رواني انوري ديده مي‌شود، اما عرفان او از سنايي پيشرفته‌تر است. بسياري از اصطلاحات عرفني مثل ميكده، پير مغان، خرابات، ترسابچه كه بعدها در غزل امثال حافظ ديده مي‌شود، در عطار هم هست...

 



غزليات او را مي‌توان به سه نوع عاشقانه و عرفاني و قلندري تقسيم كرد. غزل قلندري در حقيقت از فروغ غزل عرفاني است، تكيه‌ي آن بر ضد متعارفات سخن گفتن و به دنبال بدنامي عرفان است. شاعر ظواهر شريعت را به هيچ مي‌گيرد. ميخانه و كليسا را بر مسجد ترجيح مي‌دهد. به فسق مباهات مي‌كند. گاهي عاشق ترسايي مي‌شود تظاهر به بي‌ديني مي‌كند. سخن از وصف رند و باده‌نوشي و لاابالي‌گري است. مرتكب منهيات مي‌شود و تعريضي به زاهد و شيخ و صوفي دارد. بدين ترتيب غزل قلندريه سخن صوفيان مكتب ملامتيه است. غزل قلندريه را ظاهراً اول بار سنايي آغاز كرد و بعد از او ديگران هم بدان پرداختند عطار علاوه بر غزل در مثنوي و رباعي هم دست داشت. اما به سنت صوفيه به فنون شاعري چندان اهميت نمي‌داد و بيشترين تكيه‌ي او بر معني بود. با اين همه آثار او از ابيات بلند هنري خالي نيست. اصولاً شاعران صوفي را در مقابل شاعران حرفه‌يي كه صورتگرا بودند مي‌توان شاعران معناگرا خواند. در اين ميان همواره كساني كه به صورت و معنا هر دو اهميت داده‌اند (حافظ) از بزرگان طراز اول بوده‌اند. برخي از غزليات عطار تمثيلي يا سمبليك است. اثري كه كلاً معنايي ديگر جز روايت ظاهر را ارائه دهد تمثيلي است. اجزاي تمثيل سمبل است. سمبل در واژه‌هاست حال آن كه تمثيل ناظر به كل اثر است. در اين آثار بعضاً عطار از سمبل‌هاي خصوصي استفاده كرده است و در نتيجه درك اثر محتاج به دقت و تأمل است:

 

منم آن گبر ديرينه كه بت‌خانه بنا كردم / شدم بر بام بت‌خانه درين عالم ندا كردم
صلاي كفر در دادم شما را اي مسلمانان / كه من آن كهنه بت‌ها را دگرباره جلا كردم
به بكري زادم از مادر از آن عيسيم مي‌خوانند / كه من اين شيرمادر را دگر باره غذا كردم
اگر عطار مسكين را درين گبري بسوزانند / گوا باشيد اي مردان كه من خود را فنا كردم

فرستنده: مریم پورمحمدی

 

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.