ادبي: افسانه‌ي نوروز

2 شهریور 1389   maryam.pourmohammadi   گنجینه ادبی, مقالات ادبی   0 نظر   492 بازدید   |

در نَسک (کتاب) هاي کهن پارسي افسانه‌ها و پيشينه‌هاي گوناگوني درباره‌ي چگونگي هستي يافتن "نوروز" نوشته شده است که يکي از آن‌ها بيش از ديگر پيشينه‌ها از سوي کارشناسان پذيرفته شده است و آن را دليل برگزاري اين جشن از سوي ايرانيان، و مردماني که در ارتباط فرهنگي با ايرانيان بوده‌اند، مي‌دانند. آن را در اين‌جا مي‌خوانيم:... 



سال‌هاي بسيار دور "جمشيد شاه" که يکي از بزرگ‌ترين پادشاهان اساطيري ايران است و در شاهنامه‌ي فردوسي پاکزاد جايگاهي ويژه دارد تصميم به جهان‌گردي و گردش در زمين مي‌گيرد. هنگامي که به "آذرپادگان" (=آذربايجان) مي‌رسد بامدادان (در هنگام سحر) دستور مي‌دهد تا بر روي يک جاي بلند تختي زيبا رو به خاور (=شرق) جاي دهند و او خود نيز تاجي زيبا بر سر گذاشت و بر آن تخت نشست. هنگامي که خورشيد برآمد و نورش به آن تاج و تخت زيبا افتاد، شيد (شعاع نور) بسيار خيره کننده‌اي از انعکاس نور خورشيد، که به آن تاج و تخت خورده بود، به وجود آمد. مردمان هم که از اين رويداد بسيار شادمان و هيجان زده شده بودند فرياد زدند "نوروز" يعني "روزگار نو" و آن روز را به جشن و پايکوبي پرداختند و از آن پس براي زنده نگه داشتن نام و ياد آن روز هر سال در همان روز به جشن و شادماني مي‌پرداختند و مي‌پردازند.گفتني است که نام "جمشيد" شاه در آغاز "جم" بوده است و پس از اين رويداد پسوند "شيد" که در فارسي به معني "شعاع نور" است به نام او افزوده‌اند. 

اين داستان را از زبان فردوسي شنيدن خوش‌تر است:

به فر کيانى يکى تخت ساخت / چه مايه بدو گوهر اندر نشاخت

که چون خواستى ديو برداشتى / ز هامون به گردون برافراشتى

چو خورشيد تابان ميان هوا / نشسته بر او شاه فرمانروا

جهان انجمن شد برِ تخت اوى / فرو مانده از فره بخت اوى

به جمشيد بر گوهر افشاندند / مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فَرْوَدين / برآسوده از رنج تن دل ز کين

بزرگان به شادى بياراستند / مى و جام و رامش‌گران خواستند

چنين روز فرخ از آن روزگار / بمانده از آن خسروان يادگار

 

ديگر چرايي برگزاري اين جشن چنين است:

در روزگاران طهمورس شاه، آيين صابئيه رواج و رونق بسيار داشت، چون شاهنشاهى به جمشيد شاه رسيد  آيين را به  ايزدپرستى دگرش داد... و ناميد اين روز را نوروز و جشن گرفت... و گويند در اين روز نيشکر به دست جمشيد شکسته شد و از آن خورده شد و آبش پرآوازه گرديده و شکر از آن ساختند، بنابراين در روز نوروز خوردن شکر رسم شده و از آن شيريني‌ها ساختند و خوردند و هنوز آن رسم برجاي است.

به همت: مریم پورمحمدی

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.