اظهارنظر در اين باره كه كدام شاعر يا نويسنده‌اي نخستين بار مثل يا امثالي را در اثر خود آورده است، و يا كدام اثر قديم‌ترين كتابي شناخته مي‌شود كه مضامين امثال فارسي را دربردارد، دشوار است؛ و قبل از جستجو و تحقيق كامل متون نظم و نثر فارسي نمي‌توان با اطمينان خاطر نظري ابراز كرد...



ضرب المثلآن‌چه مسلم است شاعران و نويسندگان فارسي زبان ايران تحت تأثير ايات قرآن متوجه اهميت ذكر مثل در اثر خود بوده‌اند. زيرا از قرآن آموخته‌اند كه خداوند -  تبارك و تعالي- حقايق را براي توجه بيشتر بندگان در لباس امثال بر اسنان ارائه نموده‌ است. به قول مؤلف «قرة‌العين» هيچ حكمتي بليغ و كلمتي رفيع و مثلي بديع نيست كه بلغا و فصحاي بلدان از براي فصاحت زبان و بلاغت بيان به لغات مختلف خود بگويند، الا امثال كه به نيكوترين لفظي و بهترين عبارتي در كلام مجيد و قرآن حميد مذكور است «وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنّاس في هذا القُرآن مِن كُلِّ مَثَلٍ» پس هرگاه سخن با مثل همراه شود در نظر خواننده يا شنونده جلوه‌اي زيباتر مي‌يابد و اثري عميق‌تر بر جاي مي‌گذارد. بنابراين به طور كلي مي‌توان گفت كه در آثار كليه‌ي شاعران و نويسندگان فارسي زبان رنگي از مثل هويداست، منتها اين نكته گفتني است كه در بعضي از آثار اين رنگ جلوه‌اي بيشتر و روشن‌تر دارد و در برخي كمتر. نخستين كسي كه امثال فارسي را در كتابي خاص گرد آورده و غرض خود را از تأليف كتاب جمع‌آوري امثال ذكر كرده و نام آن را مجمع‌الامثال نهاده است، محمد هبله رودي است و كتاب ديگرش جامع‌التمثيل يا مجمع‌التماثيل نام دارد. فرق بزرگ دو كتاب حبله رودي در دو چيز است: يكي آن‌كه برخي از مثل‌ها در يكي از آن دو ياد شده و در ديگري نيامده است؛ ديگر آن‌كه متن مجمع‌الامثال، تنها مثل‌هاي فارسي را در بردارد، در صورتي كه در جامع‌التمثيل حكايت هايي نيز در هر فصل بر مثل‌ها افزوده شده است. از آثار معاصران در زمينه‌ي امثال و حكم فارسي مي‌توان جوهر الجواهر از حاج ميرزا انصاري جابري، امثال و حكم علامه دهخدا، فرهنگ لغات عاميانه جمالزاده، داستان‌نامه بهمنياري از احمد بهمنيار، فرهنگ عوام و هزار و يك سخن و داستان‌هاي امثال از اميرقلي اميني را نام برد. شايد بتوان اين ادعا را پذيرفت كه در هيچ يك از زبان‌هاي زنده‌ي دنيا به اندازه‌ي زبان پارسي امثله‌ي حكمت‌آميز و اصطلاحات پرمغز، كنايات پرمعني و در عين حال غالباً آميخته به شوخي و مزاح ديده نمي‌شود.

فرستنده: مریم پورمحمدی

منبع: مرجع شناسي و روش تحقيق در ادبيات فارسي؛ غلامرضا ستوده 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.