زرین‌تاج قزوینی (فاطمه یا ام‌السلمه) مشهور به طاهره قُرةالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده‌ي ۱۲۲۸ قمری برابر با ۱۸۲۳ میلادی در قزوین – درگذشته‌ي ۱۲۶۸ قمری برابر با ۱۸۵۰ میلادی) شاعر و دین‌شناس بانفوذ کیش بابی در ایران بود. طاهره، این نادره‌ي زمانه، بانویی ادیب، در غایت فضل، کمال و جمال، متبحر در معارف و علوم اسلامی، مسلط به لغت و فنون ادب بوده، و به فرموده‌ي حضرت ولی امرالله، مبین آثار دیانت بهائی، طاهره، شاعره ای جوان، از خاندانی برجسته صاحب جمال و بلاغتی مسحور کننده، روحی شکست ناپذیر، نظریاتی متهورانه و رفتاری بی‌نهایت شجاعانه بود...  



نام اصلي او فاطمه بود، ولی به احترام این‌که هم‌نام مادربزرگش بود، او را ام سلمه می‌خواندند و در میان بستگان به "زرین تاج و زکیه" اشتهار داشت — از طرف سید کاظم رشتی، از علما مکتب شیخی، لقب قرةالعین را گرفته و حضرت باب ایشان را طاهره نامیدند. در سال 1233 هجری قمری در قزوین، یکی از مراکز مهم اسلامی آن زمان، در خانواده‌ای روحانی متولد شد. پدر و عموهای طاهره از علما و مجتهدین بزرگ ایران بودند و کتاب‌های بسیاری تألیف نموده‌اند. ملا‌محمد‌صالح برغانی، پدر طاهره، دارای آثاری چون "مفتاح الجنان فی حل رموز قرآن" در 8 جلد و  "حر العرفان و معدن الایمان" در 17 جلد میءباشد. عموی طاهره، ملا‌محمد‌تقی برغانی معروف به شهید ثالث، نیز به استناد مأخذ فوق، کتاب فقهی "منهج الاجتهاد" را در 24 جلد تألیف نموده است.
طاهره با توجه به هوش و استعداد بی‌نظیرش از همان اوان کودکی در کسب کمالات و علوم متداول آن زمان کوشید. ابوالفضل گلپایگانی در  کتاب کشف الغطاء در این خصوص می‌نویسد: "این دختر (طاهره) در سن شباب مبادی عربیت و منطق و کلام و فقه و اصول و حدیث را نزد والد خود و ساير اقارب خود تحصیل نمود و در این معارف برائت یافت". طاهره پس از چند سال تحصیل و تلمذ نزد پدر و عموی خویش در معارف دینی و ادبی به حدی از مهارت رسید که پدرش با افسوس می‌گفت: "اگر این دختر پسر بود خاندان مرا روشن می‌نمود و جانشین من می‌گشت. باری، قرةالعین با بهره گرفتن از هوش و استعداد سرشار خویش … توانست در اندک زمانی کوتاه، ادبیات عرب، فقه، اصول و کلام را فراگرفته و حافظ قرآن و عالم به تعبیر و تأویل آن گردد. و نیز به تبیین آثار معارف پیشوایان اسلام بپردازد و در سخنوری و نظم و نثر چهره بر افروزد. در این میان آوازه دانش و اطلاعات گسترده قرةالعین، و احاطه‌ي وی بر علومی که تا بدان زمان فقط مردان زیبنده‌ي آن شناخته شده بودند، در تمامی شهر سریان و جریان یافته و او را زبان‌زد خاص و عام نموده بود. عبدالوهاب، برادر طاهره، که خود از عالمان بزرگ شهر بوده، از قرةالعین چنین یاد کرده است: "ما تمام برادرها و پسر عموها، در حضور قرةالعین جرئت تکلم نداشتیم. به اندازه‌ای معلومات او ما را مرعوب ساخته بود، که اگر احیاناً در مسائلی متنازع فیه بحث می‌کردیم، چنان مسئله را پاک و روشن و معلوم و مربوط برای ما مدلل می‌کرد که فوراً تمام سرافکنده و خجالت‌زده بیرون می‌رفتیم. در هر صورت، طاهره از همان آغاز نوجوانی در محافل نسوان بر صدر می‌نشست و به پیچیده‌ترین پرسش‌های آنان پاسخ کوبنده می‌داد و در جمع رجال خاندان خویش نیز حل مشکلات دینیه می‌نمود. این بود که به پیشنهاد برخی از اعضاء خاندان برغانی و تقاضای گروهی از نسوان آگاه شهر قزوین در بخش زنانه دانشگاه اسلامی شهر، مدرسه‌ي صالحیه، به تدریس معارف دینی و ادبی پرداخت. بدین سبب و به علت اخلاق ملکوتی که داشت طاهره بی‌نهایت مورد احترام پدر، بستگان و مردم شهر بود.

بر اساس اسناد برجای مانده، طاهره نه تنها اشعار و نثر استادانه‌ای داشت، بلکه در نظریه‌پردازی سیاسی نیز از پیشتازان بوده‌است. طاهره طرفدار دین بابی، اولین زن ایرانی است که مسئله‌ي تساوی حقوق زن و مرد را در سال ۱۸۴۸ یعنی ۴ سال پس از ایمان او به باب و آئین بابی، مطرح نمود. عده‌ای او را برجسته‌ترینِ افراد در مسئله‌ي دفاع از حقوق زنان می‌دانند.

در سال ۱۸۴۸ و هم‌زمان با محاکمه‌ي باب در آذربایجان جمع بزرگی از طرفداران باب در بَدَشت گرد آمدند. او در اجتماع بدشت که پیروان سیدعلی محمد باب ترتیب داده بودند سخنراني نمود و با حاضر شدن بدون نقاب (روبنده) حاضرین را شوکه نمود. (زمان بنا به دلايلي سر بانوان دچار بيماري‌هاي قارچي شده بود واستفاده از چادر و ... اين امر را تشديد مي‌كرد لذا طاهره در اين روز موهايش را با تيغ از ته تراشيد و بدون نقاب و روبنده در جمع حاضر شد) ضمن اجرای فرمان کشف حجاب، جدايی دین بابی از دین اسلام و نسخ احکام و سنن قدیم را اعلام نمود. ریچارد فولتز می‌نویسد که هرچند بعضی از نویسندگان معاصر کشف حجاب طاهره را ژستی فمنیستی تعبیر می‌کنند، این کار طاهره بیشتر سمبل الغاي قوانین اسلامی توسط باب بوده است. این اتفاق باعث افزایش نگرانی های دولتیان و علما در آن زمان شد.

او در سال 1848 ميلادي، از حقوق برابر زن مردان سخن مي‌گويد و به همين دليل محمودخان كلانتر تهران براي او زنداني درقلعه طبرسي كه واقع شده در كاخ طبرسي بود ساخت و به مدت يك سال او را در حبس نگه داشت. در سال 1952 به دنبال سوء‌قصد نافرجام به ناصرالدين‌شاه، كشتار عمومي بابيان آغاز شد و طاهره يكي از قربانيان اين كشتار بود. منابع بهايي آخرين كلام طاهره را چنين ثبت نموده‌اند: «مي‌توانيد به زودي، هرگاه كه اراده كرديد مرا به به قتل برسانيد. اما جلوي پيشرفت و مبارزه‌ي زنان براي آزادي را كه روزگارش به زودي خواهد رسيد، نمي‌توانيد بگيريد.» هر چند مردان بابي در ملاء‌عام و به طرز وحشيانه‌اي كشته شدند. طاهره را در خفا به باغي بردند و خفه كردند.

قره العين شعر هم مي سروده است و سخت متأثر از متقدمان، از جمله مولانا جلال الدين و جامي بوده است يك نمونه شعر:

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو

/

شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام

/

دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو

 

نویسنده: مریم پورمحمدی

منابع:

مقاله «قره العین»، نوشته حسین عسکری، دایره المعارف تشیع

تحول موقعیت زنان در ایران: روندها و چشم‌اندازها

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.