گوته و دیوان غربی شرقی یوهان ولفگانگ فون گوته (۱۸۳۲ ۱۷۴۹)، یکی از بزرگ ترین نویسندگان کلاسیک آلمان به شمار می آید. او در فرانکفورت زاده شد و آن گونه که رسم خانواده های بورژوای فرانکفورت بود به مدرسه رفت و با آموزگاران خصوصی تحصیلات ابتدایی را پشت سر نهاد و زبان های لاتین، یونانی، فرانسه، انگلیسی، ایتالیایی و عبری را فرا گرفت. او به نقاشی و موسیقی علاقه داشت و در آوریل سال ۱۷۷۰، برای تحصیل در رشته حقوق راهی استراسبورگ شد. وی علاوه بر تحصیل، در کلاس های درس طب عمومی و جراحی نیز شرکت می کرد.

گوته پس از اینکه تعدادی از آثار بزرگش را به اتمام رسانید در سال ۱۷۷۵ به وایمار رفت و در آنجا وزیر حکومت شد. گوته به تحصیل زبان های فارسی و عربی و همچنین قرآن پرداخت و شیفته اشعار حافظ شد...



گوته در ۳۷ سالگی در ایام سیر و سیاحت در ایتالیا با مشاهده آثار عهد باستان و بناها و یادگارهای دوران تجدید حیات فرهنگی به مکتب انسان گرایی روی آورد و کتاب «سفر ایتالیا» حاصل این دوره از حیات گوته است. کتاب «حقیقت و مجاز» به مثابه زندگینامه اوست که در شمار بزرگترین و مشهورترین اثر ادبی او محسوب می شود. از دیگر آثار او، «ورتر»، «فاوست»، «اگمونت» و «نغمه های رومی» را می توان نام برد.

یکی از رویدادهای مهم در زندگی ادبی گوته، دوستی بسیار عمیق و نزدیک او با شیلر است که در سال ۱۷۹۴ آغاز شد. فعالیت ادبی گوته بعد از مرگ شیلر جسته و گریخته بود. او در این دوران به تحصیل عمیق آثار شکسپیر و نیز شرق پرداخت و با مطالعه ادبیات شرق، این منبع الهام رمانتیست ها در غرب، گمشده خود را در شرق دید و با مطالعه ترجمه دیوان حافظ، همزاد خود را یافت. ترجمه دیوان حافظ که توسط «یوزف فون هامر پورگشتال» صورت پذیرفته بود بدست گوته رسید و چنان تأثیری بر او نهاد که درصدد سفری عرفانی و هجرت گونه به شرق برآمد تا شور و شوق جوانی و آرامش خیال خود را بازیابد. حافظ برای گوته، روحی تازه و دنیای جدید را به ارمغان آورد.

از نظر نباید دورداشت که فضای عرفانی و روحانی مشرق زمین و تکریم گوته نسبت به دین اسلام سبب شد، او تمثیل وار خود را مسلمان بنامد، ارادت به پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی(ص)، مطالعه پرشور قرآن کریم، نگاه مثبت به دیدگاه اسلام درباره ایمان و بهشت برین در آفرینش «دیوان غربی شرقی» گوته از جایگاه ویژه ای برخوردارند.

دیوان گوته مسلما دیوان شرقی است و در آن واژه هایی چون الله، بلبل، هدهد، ساقی، مفتی، فتوا و... بارها به کار رفته اند. ولی این دیوان چرا غربی است؟ نخست اینکه هیچ شعری، برگردان کامل شعر فارسی نیست و دوم اینکه گوته در تمامی دیوان، درکی غربی از شرق به دست می دهد. ساختار سرودهای دیوان، انسجام غربی دارد. پیوستگی منطقی و تلاش در حفظ مضمونی واحد، مختصاتی است که در غزل فارسی، دست کم به لحاظ روساختی، مطرح نیست، اما گوته به دنبال چنین انسجامی است.

دیوان غربی شرقی، گفت وگوی دو فرهنگ است. نه برای آنکه یکی از این دو برتر از دیگری به حساب آید. این دیوان در دوره ای سروده می شود که جهان در تب و تاب تعصبات ملی است و شعر گوته به این نگرش می خندد و به بشریت احترام می گذارد. سروده های دیوان غربی شرقی به لحاظ کاربرد ابزارهای شعرآفرینی و نظم آفرینی، در حد فاصل میان شعر و نظم قابل طبقه بندی هستند که می توانند شعر منظوم تلقی شوند به این معنی که گوته در سروده های خود، علاوه بر ابزارهای شعرآفرینی نظیر استعاره، تشبیه، اغراق و جز آن، از ابزارهای نظم آفرینی نظیر وزن و قافیه نیز بهره گرفته است.

دیوان غربی شرقی، شامل ۱۲ بخش است که به ترتیب عبارتند از:

مغنی نامه، حافظ نامه، عشق نامه، تفکیر نامه، رنج نامه، حکمت نامه، تیمورنامه، زلیخانامه، ساقی نامه، مثل نامه، پارسی نامه و خلدنامه.

بیشترین حجم دیوان، به زلیخانامه و کمترین حجم به تیمورنامه اختصاص یافته است. برای برخی از قطعه ها نام انتخاب شده و برخی بدون نام آمده اند.

گوته در «مغنی نامه»، از تأثیر شورانگیز پدیده ها بر جان و دل سخن می گوید و اشاراتی بر پیوند نزدیک شاعر غربی با مشرق زمین دارد و با شعر «هجرت» آغاز می کند. هجرت خیالی گوته به شرق و روح عرفانی آن در قالب سفر واقعی او به مناطق و حومه رودهای راین، نکار و ماین در آلمان که در جولای ۱۸۱۴ با معاهده پاریس و پایان اشغال آلمان توسط فرانسه تجلی یافت.

در «حافظ نامه» اگرچه مشخصه کامل شعر شرق و ارتباط آن با دین بیان می شود، اما به طور کلی از وابستگی و ارادت گوته به حافظ پرده برمی دارد. این کلام گوته در رثای حافظ در قطعه «بی کران» اوست:

حافظا اگر هم دنیا به سر آید

خواهم که با تو هماورد شوم

و در شادی و غم

همراه تو همزاد خود باشم

این مایه افتخار و شیوه زندگی من باشد

که چون تو عشق ورزم و چون تو باده نوشم

در «عشق نامه»، گوته از شش زوج مشهور شرق نام می برد: رستم و رودابه، یوسف و زلیخا، لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد، جمیله و ثبینه (از عشاق عرب) و از سلیمان و بلقیس.

کتاب عشق را به دقت خواندم

و شگفت انگیزترین کتاب عالم یافتم

صفحات شعفش اندک

و صفحات رنجش دفاتری چند

فصل هجرانش فصلی دراز

و فصل وصالش، فصلی کوتاه و بی پایان

جلد رنجش حدیثی دراز...

در «تیمورنامه» گوته نگاهی به دوران حافظ که مورد تاخت و تاز سپاه تیمور قرار گرفته بود، به مقایسه آن دوران با زمان خود می پردازد. برای گوته «تیمور» همانی است که ناپلئون است. او تیمورنامه را بی نشان نسبت به زمان و مکان می سراید تا به تیمورها بازگردد، نه به تیمور.

در قسمت زلیخانامه، عشق به معنای ایثار است و به صورت عرفانی جلوه گر شده است.

در «ساقی نامه» از عشق عرفانی سخن می رود و در «مثل نامه» سخن از ضرب المثل های شرق و غرب است و گوته با آنها تمثیلی بر اوضاع سیاسی زمان حافظ نیز دارد. گوته در «پارسی نامه» به ایران باستان می پردازد و در «خلدنامه» از عشق برین سخن می راند. «تفکر نامه» به تأمل در مسائل زندگی می پردازد. «رنج نامه» از رنج هایی که شاعر بر دلی دارد، حکایت می کند و در «حکمت نامه» نگاهی به حکمت شرق شده و از بعضی ضرب المثل های آلمانی استفاده شده است و گوته آنها را در قالب شعر بیان می کند. در حکمت نامه چنین آمده است:

... اگر اسلام، تسلیم خدا معنی دهد

ما همه در سینه اسلام زنده مانیم و بمیریم

جالب اینجاست که در پارسی نامه، آنگاه که پیر سخن می گوید، کلامش جز توحید نیست. شاید به همین دلیل باشد که دیوان غربی شرقی یکی از جذاب ترین آثار گوته بشمار می رود و این اثر پیوندی است میان شرق و غرب. و شاید رواست گفته شود دیوان غربی شرقی بزرگترین اعتراف نامه عشقی است که یک اروپایی نسبت به شرق ادا کرده است.


به همت: مريم پورمحمدي

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.