فاطمه زهرا (ع) در آيينه شعر فارسي
اگرچه در سرآغاز اشعار به تمحيد رسول اکرم در اشعار فراوانی از شعرای مشهور و نامی عرب برمی خوریم اما ادبیات فارسی ما هم که ریشه در تعالیم عالیه اسلام عزیز و عجین با روح و فطرت خداجو و اهل بیت دوست است، در این زمینه غنی و پربار است...



ولی آن چه قابل تذکر است این است که گویا در خصوص شخصیت عظیم و الهی حضرت زهرا(س) در آثار ادبی فارسی، ابیات کم واندکی را می توان یافت که دلیل این امر را باید ناشی از ایجاد جو خفقان و وحشت حکما و خلفای اموی و عباسی و فقدان آزادی اندیشه و سخت گیر ی های گاهی مهلک و شکنجه های شاعران مادح اهل بیت خاصه حضرت زهرا(س) جست وجو کرد، اما قطعاً اوضاع خطیر عصر کنونی ایجاب می کند که شاعران و خطیبان و نویسندگان عصر حاضر تلاش مضاعف نمایند تا شکوهمند و عظیم، آن حضرت را به جامعه امروزین ما منتقل کنند، زیرا زهرا(س) ستاره ی منور ازهری است که اگر درست و با دیدی عالی بر او و اندیشه ها و اعمال او نظرافکنیم، راه های پرتلاطم و پرسنگلاخ حیات را بر ما خواهد نمایاند تا به بیراهه نرویم و در فراز و نشیب های آن سقوط هم نکنیم.
قطعاً باید گفت که در میان زنان، هیچ بانویی هم اندازه خیرالنساء جهانیان(س) مورد ستایش و تبجیل قرار نگرفته و نامش در حوزه ادب فارسی ما تکرار نشده است.
خواجوی کرمانی، شاعر عارف کرمانی در مدح فاطمه زهرا ابیات:
به نور چشم پیمبر که نور ایمان بود
عقیق صفوت یاقوت شرع را کان بود
نبود هیچ به عذر احتیاجش از پی آن
که شمع جمع طهارت از او فروزان بود
از آن به وصلت او زهر شده لآلی
که از شرف قمرش در سراچه دربان بود
نگشت عمر وحی از «حی» فزون ز روی حساب
چرا که زندگی او به حی حنان بود
را می سراید که «حی» به حساب ابجد عدد هجده است که دوران حیات حضرت فاطمه(س) را اشاره می نماید، ضمن این که خواجو در ابیات دیگری، ام الائمه حضرت زهرا(س) را بر بالانشینان و کروبیان حرم قرب و قدس الهی رجحان و برتری می دهد:
منظومه محبت دهر و آل او
بر خاطر کواکب ازهر نوشته اند
دوشیزگان پرده نشین حریم قدس
نام بتول بر سر معجر نوشته اند

از دیگر شاعران برجسته ادب فارسی که نگاهی ویژه و ممتاز به حضرت فاطمه زهرا(س) داشته و در بسیاری از ابیات او در مدح و رثای اهل بیت می توان عشق و ارادت را مشاهده کرد، ناصرخسرو است:
قال اول جز پیمبر کس نگفت
وآنگهی زی آل او آمد مقال
جز که زهرا(س) و علی(ع) و اولادشان
مر رسول مصطفی(ص) را کیست آل؟

ناصرخسرو در ادبیات دیگری حضرت فاطمه زهرا(س) را شفیعه روز جزا می خواند:
رضوان به هشت خلد نیارد سر
صدیقه گر بود به حشر یارش
باکش ز هفت دوزخ سوزان نی
زهرا(س) چو هست یار و مددکارش
آن روز بیایند همه خلق و مکافات
هم ظالم و هم عادل بی هیچ محابا
آن روز در آن هول و فزع بر سر آن جمع
پیش شهدا دست من و دامن زهرا(س)
چون به حب آل زهرا(س) روی شستی روز حشر
نشنود گوشت ز رضوان جز سلام و مرحبا
پس پی آن پسران رو، پس از آن که تو را
پسران علی(ع) و فاطمه ز آتش سپرند

حکیم ناصرخسرو در بیتی دیگر به جریان مباهله و همراهی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و حضرت زهرا(س) در این جریان با پیامبر اکرم(ص) می پردازد و می گوید:
ذوالفقار ایزدی سوی که فرستادم بعد
زن و فرزند که را برد جز زهرا(س) و شبیر

با مطالعه تاریخ سراسر افتخار اسلام عزیز درمی یابیم که فاطمه زهرا شمع حیات معنوی بود و به همان آرامش و وقاری که زنان باید داشته باشند رسالتش را انجام داد و از خانه کوچک علی(ع) حیات بشریت را از حقیقت سیراب کرد اما با عظمت و شکوه غیرقابل توصیفش علی(ع) را انتخاب کرد و علی(ع) هم او را و به راستی که اگر علی(ع) نبود کفو و همسری برای فاطمه(س) نبود.

حکیم قبادیان این مسئله را در قالب بیت زیر توصیف می کند که:
کفوی نداشت حضرت صدیقه(س)
گر می نبود حیدر(ع) کرارش

نگاه عطار نیشابوری هم به فاطمه زهرا(س) و زندگانی و تقوای ایشان ویژه و برجسته است. در الهی نامه و مصیبت نامه، نام حضرت فاطمه زهرا(س) چندین بار به مناسبت در حکایات آمده است مثلاً در الهی نامه عطار از جهاز ناچیز فاطمه زهرا سخن می گوید و این که هنگامی که اسامه جهاز حضرت زهرا(س) را به خانه امام علی(ع) می برد می گرید. پیامبراکرم(ص) سبب را از اسامه می پرسد. او می گوید:
بدو گفتم ز درویشی زهرا(س)
مرا جان و جگر شد خون و خارا
کسی کاو خواجه هر دو جهان است
جهاز دخترش اینک عیان است

عطار در الهی نامه برای حضرت فاطمه زهرا لقب «خاتون جنت» را به کار می برد و می گوید:
همه یاران در آن اندوه و محنت
شدند آخر بر خاتون جنت

سنایی غزنوی نیز توصیف زیبایی از ام الائمه دارد. او سیمای حضرت زهرا(س) را خیرالنساء می داند که زنی هم چون او در این دنیا نیست.
سراسر جمله عالم پر زنان اند
زنی چون فاطمه خیر النساء کو؟

هلالی جغتایی شاعر غزل سرای عهد صفوی در بیتی چهارماه سعادت را چنین معرفی می نماید که:
کیست آن چهار مه به مذهب من
علی(ع) و فاطمه(س)، حسین(ع) و حسن(ع)

اقبال لاهوری شاعر و متفکر پاکستانی در مثنوی نسبتاً طولانی خود، حضرت فاطمه زهرا(س) را اسوه کامل و دل گرمی برای تمام زنان جهان می داند:
نور چشم رحمه للعالمین
آن امام اولین و آخرین
بانوی آن تاجدار هل اتی
مرتضی مشکل گشا شیر خدا
پادشاه و کلبه ایوان او
یک حسام و یک زره سامان او
مادر آن مرکز پرگار عشق
مادر آن کاروان سالار عشق

به جهت پرهیز از اطاله کلام به بیان ابیاتی از دیگر شاعران بلندآوازه ادب فارسی که در حقیقت سندی مستند بر حقانیت و بزرگواری بانوی حقیقت است، اشاره می گردد:
▪ ابن یمین:
که خاتون جنت گذر می کند
ز آب مژه خاک تر می کند

▪ شیخ بهایی:
الهی الهی به صدق خدیجه
الهی الهی به زهرای اطهر
که بر حال زار بهایی نظر کن
به حق امامان معصوم یکسر

▪ محیط قمی:
چشم امید نیست به هیچ آستان مرا
الا به آستانه فرخنده بتول
ام الائمه النقبا بانوی جزا
نور الهدی حبیبه حق بضعه رسول
آن بانویی که دور حریمش گذر نکرد
از دور باش عصمت او و هم بوالفضول

در پایان باید گفت که در ادبیات عرب و فارسی هیچ بانویی تاکنون به این مرتبه مورد توجه و تکریم سخن سرایان قرار نگرفته است. پس از گذشت بیش از ۱۴قرن سیمای ملکوتی حضرت فاطمه زهرا(س) همچنان تابناک و شمار ارادتمندان و شاعران شیفته فضایل و کمالات آن حضرت هم چنان رو به افزایش است.
پس از خیزش انقلابی مردم ایران توصیف مقام حضرت زهرا(س) رنگ خاصی به خود گرفت و چه بسیار اشعار ارزش مندی که در مدح و ثنای دردانه یکتای پیامبر سروده شد که به راستی دل انگیز و دل نواز و بیان گر نیاز انسان امروزی به سرچشمه خوبی ها و فضایل و نیکی هاست.

به همت: مریم پورمحمدی

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.