گلستان سعدی: در وصف پادشاهان

28 فروردین 1392   soniakhandan   گنجینه ادبی, گلستان سعدی   0 نظر   635 بازدید   |

خواب پادشاه

روزی یکی از پادشاهان که بی انصاف بود و ظلم بسیار بر مردم می نمود به نزد عابد زاهدی رسید و به او گفت: از عبادتها کدام یک برتر و فضیل تر از همه است؟
زاهد جواب داد: تو را خواب بعد از شهر که در آن زمان کمی استراحت کنی و در خواب باشی تا در آن هنگام لااقل مردم از دست تو در امان باشند و آنها را نیازاری.


جنگ و گریز

یکی از پادشاهان در میان مردم به انصاف حکم نمی کرد و به عدالت پادشاهی نمی نمود. از قضا روزی دشمنی دیرینه بر آن سرزمین هجوم برد و آنجا را مورد تاخت و تاز قرار داد. همه مردم از جمله ربازان گیرختند و نیرو برای جنگیدن کم بود. در این هنگام کسی وارد شهر شد و از یکی پرسید: این نهایت بی انصافی است که مردمی پادشاه خویش را تنها گذارند و سرزمین خود را به دست دشمن دهند. چرا برای جنگ آماده نمی شوید؟
آن مرد جواب داد: اگر پادشاه با انصاف و عدالت پادشاهی می کردو جو و غذای اسب ها را میداد و مردم را راضی نگاه می داشت اینک من هم برای جنگ میرفتم ولی دیگر اسبی برایم باقی نمانده و از گرسنگی و عذاب هلاک شده. با چنین پادشاهی نباید جوانمردی کرد.


0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.