كشكول شيخ بهايی 65

22 اردیبهشت 1392   saharparsa   گنجینه ادبی, کشکول شیخ بهایی   0 نظر   382 بازدید   |

بر بافته چهل ساله می گريم
حكايت شده است كه عارفی، پارچه ای بافت و در بافت آن دقت به كار برد. چون آن را فروخت، به علت عيب هایی كه داشت به او بازگردانده شد. پس گريان شد و مشتری گفت: ای فلانی، گريه مكن كه به آن جامعه معيوب راضی شدم.

 

و او در پاسخ گفت: گريه من از اين نيست، بلكه از آن می گريم كه در بافت آن كوشش بسيار كردم و به سبب عيب های پنهانی كه به من بازگردانده شد. از آن می ترسم تا عملی كه چهل سال در آن كوشيده ام نپذيرد.


***



بازوبند قابوس و شمگير
بر رقعه ای در بازوبند قابوس و شم گيربه خط او نوشته شده بود: اگر بی وفايی سرشت آدميان است، پس به هر كس اعتماد داشتن عجز است و اگر مرگ به ناچار خواهد آمد، تكيه كردن به دنيا حماقت است و اگر تقدير حتمی است، پس دور انديشی بيهوده است.



***





وقت تقسيم روزی
در كتاب «شرح شهاب» راوندی نقل شده است: در اخبار آمده است كه مكروه است خوابيدن و دميدن صبح تا طلوع خورشيد، چرا آن وقت تقسيم روزی است.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.