کلام امیر: خطبه های 30 و 31

13 خرداد 1392   saharparsa   گنجینه ادبی, کلام امیر   0 نظر   423 بازدید   |

خطبه 31
دستورى به ابن عباس

روانشناسى طلحه و زبير با طلحه، ديدار مكن، زيرا در برخورد با طلحه، او را چون گاو وحشى يابى كه شاخش را تابيده و آماده نبرد است، سوار بر مركب سركش مى شود و مى گويد، رام است، بلكه با زبير! ديدار كن كه نرمتر است، به او بگو، پسردايى تو مى گويد. در حجاز مرا شناختى، و در عراق مرا نمى شناسى؟! چه شد كه از پيمان خود باز گشتى؟! جمله كوتاه (فما عدا مما بدا) براى نخستين بار از امام على (ع) شنيده شد و پيش از امام از كسى نقل نگرديد.


خطبه 32
روزگار و مردمان

سير ارتجاعى امت اسلامى اى مردم، در روزگارى كينه توز، و پر از ناسپاسى و كفران نعمتها، صبح كرده ايم، كه نيكوكار، بدكار به شمار مى آيد، و ستمگر بر تجاوز و سركشى خود مى افزايد، نه از آنچه مى دانيم بهره مى گيريم، و نه از آنچه نمى دانيم، مى پرسيم، و نه از هيچ حادثه مهمى تا به ما فرود نيايد، مى ترسيم. اقسام مردم (روانشناسى اجتماعى مسلمين، پس از پيامبر(ص)) در اين روزگاران، مردم چهار گروهند، گروهى اگر دست به فساد نمى زنند، براى اين است كه، روحشان ناتوان، و شمشيرشان كند، و امكانات مالى، در اختيار ندارند، گروه ديگر، آنان كه شمشير كشيده، و شر و فسادشان را آشكار كرده اند. لشگرهاى پياده و سواره خود را گرد آورده، و خود آماده كشتار ديگرانند، دين را براى به دست آوردن مال دنيا تباه كردند كه يا رئيس و فرمانده گروهى شوند، يا به منبرى فرا رفته، خطبه بخوانند، چه بد تجارتى، كه دنيا را بهاى جان خود بدانى، و با آنچه كه در نزد خداست معاوضه نمايى. گروهى ديگر، با اعمال آخرت، دنيا مى طلبند، و با اعمال دنيا در پى كسب مقامهاى معنوى آخرت نيستند، خود را كوچك و متواضع جلوه مى دهند، گامها را رياكارانه كوتاه برمى دارند، دامن خود را جمع كرده، خود را همانند مومنان واقعى مى آرايند، و پوششى الهى را وسيله نفاق و دورويى و دنياطلبى خود قرار مى دهند. و برخى ديگر، با پستى و ذلت و فقدان امكانات، از به دست آوردن قدرت محروم مانده اند، كه خود را به زيور قناعت آراسته، و لباس زاهدان را پوشيده اند. اينان هرگز، در هيچ زمانى از شب و روز، از زاهدان راستين نبوده اند. وصف پاكان در جامعه مسخ شده در اين ميان گروه اندكى باقى مانده اند كه ياد قيامت، چشمهايشان را بر همه چيز فرو بسته، و ترس رستاخيز، اشكهايشان را جارى ساخته است، برخى از آنها از جامعه رانده شده، و تنها زندگى مى كنند، و برخى ديگر ترسان و سركوب شده يا لب فرو بسته و سكوت اختيار كرده اند، بعضى مخلصانه همچنان مردم را به سوى خدا دعوت مى كنند، و بعضى ديگر گريان و دردناكند كه تقيه و خويشتن دارى، آنان را از چشم مردم انداخته است، و ناتوانى وجودشان را فرا گرفته گويا در درياى نمك فرو رفته اند، دهنهايشان بسته، و قلبهايشان مجروح است، آنقدر نصيحت كردند كه خسته شدند، از بس سركوب شدند، ناتوانند و چندان كه كشته دادند، انگشت شمارند. روش برخورد با دنيا اى مردم بايد دنياى حرام در چشمانتان از پر كاه خشكيده، و تفا له هاى قيچى شده دامداران، بى ارزشتر باشد، از پيشينيان خود پند گيريد، پيش از آنكه آيندگان از شما پند گيرند، اين دنياى فاسد نكوهش شده را رها كنيد، زيرا مشتاقان شيفته تر از شما را رها كرد. (برخى از افراد ناآگاه اين خطبه را به معاويه نسبت دادند و در صورتى كه بى ترديد از سخنان اميرالمومنين (ع) است طلا كجا، خاك كجا؟ آب گوارا و شيرين كجا، آب شور كجا؟ دليل ما سخن جاهز است كه در ادبيات عرب مهارت تمام داشت و با آگاهى سخن مى گفت او مى گويد اين خطبه به سخنان امام على (ع) و روش مردم شناسى او نزديك است تنها على است كه مردم در حالات گوناگون مى شناسد و معرفى مى كند تاكنون در كجا ديده ايد كه معاويه در يكى از سخنانش راه زهد و تقوا پيشه كند و راه رسم بندگان خدا را انتخاب نمايد؟
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.