کشکول شیخ بهایی 71

2 تیر 1392   saharparsa   گنجینه ادبی, کشکول شیخ بهایی   0 نظر   994 بازدید   |

از سخنان بزرگان
آنکه بر تو دگرگون شود، بر او دگرگون مشو!

با ستمگر همنیشینی مکن! اگر چه دوست گرامی تو باشد.
نیکی تو بر دوستت آن است که در مجالس او را احترام کنی.

آسان ترین تجارت، خریدن است و دشوارترین آن، فروختن.

نیازمند، نادان است، زیرا گمان می کند که جاجت روا نخواهد شد و غمگین می شود. چون غم دل را فرا گیرد، اراده ندارد. اراده ندارد. اندوهناکی، دشمن فهم است و این دو در یک معدن گرد هم نیایند.

چاره ی همسایه بد و دوست بد، آن است که فرزندانشان را گرامی بداری، تا از بی پدرانشان ایمن باشی.

آن را که به امیدی نزد تو آمد ، رد مکن! چنانچه تو نیز چون به امیدی روی، دوست نداری که محرم شوی.

آنکه ستمگر را یاری کند، خدا او را خوار می کند.

آنکه رغبتش به توست، یاری تو بر او واجب آید.

آنکه بهره ثروتش را از خود دریغ دارد، آن را در اختیار داماداش می گذارد.

بخشش، دشمنان را دوست می کند و بخل، بغض فرزندان را بر می انگیزد.




***




ترسیم پیامبر از مرگ و ناخوشیها و آرزوها
عبدالله گفت: روزی پیامبر خدا (ص) مربعی را ترسیم فرمود و در میان آن، خطی کشید که تا بیرون آن مربع آمد، و در کنار خط، خطهای کوچک دیگری رسم نمود و فرمود: آیا می دانید که این چیست؟ عرض کردیم: خدا و پیامبرش بهتر می دانند. فرمود: خط میانه، آدمی است و خطهای پیرامون مربع، مرگ اند که او را در میان گرفته اند و این خطهای کوچک، ناخوشی هایی هستند که پیرامون اویند، و او را آسیب می رسانند. و اگر از این یکی بگذرد، آن دیگری به او صدمه می رساند و اگر از آن دیگری بگذرذ، آن خط به او صدمه وارد می آورد و آن خط بیرون از مربع، آرزوی آدمی است {که هیچگاه به آن دست نمی یابد}.
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.