کلام امیر: خطبه 46، 47، 48

24 تیر 1392   saharparsa   گنجینه ادبی, کلام امیر   0 نظر   829 بازدید   |


خطبه 46
در راه شام

دعاى سفر خدايا! از سختى سفر، و اندوه بازگشتن، و روبرو شدن با مناظر ناگوار در خانواده و مال و فرزند، به تو پناه مى برم. پروردگارا! تو در سفر همراه ما و در وطن نسبت به بازماندگان ما سرپرست و نگهبانى، و جمع ميان اين دو را هيچ كس جز تو نتواند كرد، زيرا آن كس كه سرپرست بازماندگان است نمى توانند همراه مسافر باشد و آنكه همراه و همسفر است سرپرست بازماندگان انسان نمى تواند باشد. چند جمله اول، از رسول خدا (ص) است كه على (ع) آن را با عباراتى رساتر به اتمام رساند.

خطبه47
درباره كوفه

خبر از آينده كوفه اى كوفه! تو را مى نگرم گويا چنان چرمهاى بازار عكاظ كشيده مى شوى، زير پاى حوادث لگدكوب مى گردى، و حوادث فراوان تو را در بر مى گيرد، من به خوبى مى دانم، ستمگرى نسبت به تو قصد بد نمى كند مگر آنكه خداوند او را به بلايى گرفتار سازد يا قاتلى بر او مسلط گرداند.



خطبه 48
هنگام لشكركشى به شام

ضرورت آمادگى رزمى ستايش خداوند را سزاست، هر لحظه كه شب فرا رسد، و پرده تاريكى فرو افتد. ستايش مخصوص پروردگارى است هر زمان كه ستاره اى طلوع و غروب كند. ستايش خداوندى را سزاست كه نعمتهاى او پايان نمى پذيرد، و بخششهاى او را جبران نتوان كرد. پس از ستايش پروردگار، پيشتازان لشگرم را از جلو فرستادم، و دستور دادم در كنار فرات توقف كنند، تا فرمان من به آنها برسد. زيرا تصميم گرفتم از آب فرات بگذرم و به سوى جمعيتى از شما كه در اطراف دجله مسكن گزيده اند رهسپار گردم و آنها را همراه شما بسيج نمايم، و از آنها براى كمك و تقويت شما يارى بطلبم .منظور امام از (ملطاط) آنجايى است كه دستور توقف داد، (كنار فرات) كه به كنار فرات يا دريا (ملطاط) هم مى گويند. و امام (ع) از كلمه (نطفه) آب فرات اراده كرده كه شگفت آور است.
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.