کشکول شیخ بهایی 81

21 مهر 1392   saharparsa   گنجینه ادبی, کشکول شیخ بهایی   1 نظر   669 بازدید   |

کشکول شیخ بهایی
در تفاوت میان امید و آرزو
از سخنان غزالی: امید اصل و پایه دارد و آرزو اصل و پایه ای ندارد. مثلا کسی که بکارد و بکوشد و خرمن کند، سپس بگوید امیدوارم که محصول من از هر قفیز، فلان مقدار باشد، این امید است.
و دیگری نه بکارد و حتی روزی کار نکند، رفته و خوابیده و سالی به غفلت گذرانده، و چون وقت خرمن رسید، بگوید امیدوارم که محصول من یکصد قفیز باشد. باید گفت: این امید را از کجا داری؟ و این آرزویی است که اصل و پایه ای ندارد.
نظیر این است که بنده ای در عبادت خدا بکوشد و دست از گناه بردارد، آنگاه بگوید: امیدوارم که خداوند، این اندک را از من بپذیرد و ناتمام مرا کامل سازد و به ثواب برساند، این نیز امید است.
اما اگر غفلت کند و ترک طاعت کند و گناه بورزد و نسبت به خشم و رضایت خدا، و و عد و وعید او بی اعتنا باشد، و آنگاه بگوید: از خدا امید بهشت و رستن از دوزخ دارم، این نیز آرزویی است که هیچ بهره ای ندارد و آن را خوش بینی جاهلانه می نامیم.



***




رحمت خداوند به محسنین
کسی گفت: «ابا میسره» عابد را دیدم که از فرط عبادت، دنده هایش بیرون زده بود. به او گفتم: خدا رحمتت کنند که رحمتش واسع و فراگیر است . خشمناک شده و گفت: مگر نشانه ای بر نومیدی دیده ای؟ همانا {ان رحمه الله قریب من المحسنین}، به خدا! که سخن او مرا گریاند. عاقل را سزاوار است که به احوال پیامبران و ابدال و اولیاء و جهد آنان در طاعت و صرف عمرشان در عبادات که شبانه روز سستی نمی پذیرد بنگرد، آیا آنان به خدا گمان نیکو ندارند؟
چرا به خدا! آنان به گسترش رحمت خداوند ی آگاهند و نسبت به بخشش او از هر گمان برنده ای گمان نیکو دارند. اما، این را نیز می دانند که بی جهد و کوشش، آرزویی محض و غرور است. پس در عبادت و طاعت بکوشید تا امید به رحمت او شما را حاصل شود که نیکوترین بضاعت است.



***



از سفارشهای یک حکیم به دوستش
حکیمی به دوستش نوشت: اما بعد، مردم را به رفتار خویش پند ده! نه به گفتار خویش. از پروردگار به قدر نزدیکی خود به او شرم دار! و به اندازه توانائیش از او بیم دار!
0
0
0
0 نفر

1 نظر

  1. ممنونم خانم پارسا مطالب اموزنده وجذابی گذاشتید

    ممنونم خانم پارسا مطالب اموزنده وجذابی گذاشتید
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.