کشکول شیخ بهایی 82

5 آبان 1392   saharparsa   گنجینه ادبی, کشکول شیخ بهایی   0 نظر   830 بازدید   |

کشکول شیخ بهایی
می دانم عمل باید چگونه باشد
عارفی گفت: به یقین می دانم که اعمال من پذیرفته درگاه خداوندی نیست. گفتند: این امر چگونه است؟ گفت: می دانم که عمل باید چگونه باشد، تا پذیرفته شود. و می دانم که من به آن شیوه عمل نکرده ام. پس می دانم که اعمال من پذیرفته نیست.

یکی را او فراموش کرد یکی را من
به اشعب طماع گفتند: پیر شدی و به این سن و سال رسیدی و حدیثی از بر نداری. گفت: چرا به خدا! هیچ کس همچون من از «عکرمه» نشنیده است. گفتند: بگو، گفت: از عکرمه شنیدم که از ابن عباس روایت کرد، که رسول خدا (ص) فرمود: دو صفت است که جز در مومن دیده نشود: یکی از آن دو را عکرمه فراموش کرد و دیگری را من از یاد بردم.



***





از سخنان عبدالله بن معتز
وعده دنیا به خلاف می انجامد و هستی اش به نیستی می کشد. چه بسیار خوابیده در سایه خویش را بیدار کرده است و به آنانکه به او امید داشته اند، خیانت ورزیده است تا عملش منقطع شده و به کار خویش پرداخته است. نیش مرگ، رگ زندگی او را بریده و نیروی حرکت را از وی گرفته است، و رنج ها، چهره او را زرد کرده و تازگی جمالش را از میان برده اند. و همچون خطی از خاکستر در زیر سنگ ها و خاک ها در امده است. دوستان او را به خاک سپردند و در خانه ای نهادند که با کلنگ ساخته و با سنگ های تیره پوشیده شده است. او همان است که همواره درمانده آرزوی خویش بود، تا در کام مرگ مستقر شد و روزگاران یاد او را محو کرد و چشم ها به نیستی اش خو گرفتند.
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.