کشکول شیخ بهایی 95

29 بهمن 1392   saharparsa   گنجینه ادبی, کشکول شیخ بهایی   0 نظر   943 بازدید   |

انواع زهد
زهد، دو گونه است: یکی زهد عامه و آن زهد ظاهری است و دیگر زهد خاصه و آن چنان است که دنیا در نظرت چیزی نباشد که از آن دوری کنی.
و در نزد تو، بی نیازی و نیازمندی یکی باشد و جامه کهنه و نو، و طعام خوب و بد، بر تو یکسان باشد. چنان که امیرالمومنین علی (ع) فرمود: ایمان آدمی آنگاه به کمال می رسد که از پوشیدن هیچ جامه ای ننگ نداشته باشد و از خوردن هیچ خوراکی ابراز تنفر نکند. و اشاره به قرآن کریم داشت که می فرماید: {لا تاسواعلی ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتیکم}.


کثرت مصیبتها و پی در پی بودن سختی ها مومن را از تسلیم بودن به پروردگار و راضی بودن به قدر خداوند سنگین نمی کند، مانند کبوتری که جوجه اش را از لانه بر می دارد ولی دوباره به لانه باز می گردد.


عالم جاهل را می شناسد زیرا او نیز روزی جاهل بوده است، ولی جاهل عالم را نمی شناسد زیرا قبل از این عالم نبوده است.


رشید به ابن سماک گفت: مرا موعظه نما، گفت: بترس از اینکه مشرف گردی بر بهشتی که عرض آن به اندازه آسمانها و زمین باشد و تو حتی جای پایی در آن نداشته باشی.


ابو سلیمان دارانی گفت: اگر عاقل گریه نکند جز بر گذشته اش که آن را در غیر طاعت خدا از دست داده است شایسته است که بمیرد، چگونه است حال کسی که باقی مانده عمرش مانند گذشته اش در جهل و نادانی بوده است.


عارفی گفت: این نفس در نهایت پستی و بی اعتباری و نادانی و غفلت است. و آگاه باش! اگر گناهی ورزد، یا به شهوتی بپردازد، اگر خدا و پیامبر و کتاب های آسمانی و نیکوکاران گذشته و مرگ و گور و رستاخیز و بهشت و دوزخ را بر او عرضه کنند، تا از گناه باز ایستد، و ترک شهوت کند، فرمان نبرد. اما چون گرسنه اش بدارند، آرام گیرد و خوار شود و پس از آن همه سختی، نرم گردد و ترک شهوت کند.


خدایش خیر دهد که گفت:
به نان سازند مردم رام هر سگ را، ولیکن تو *** اگر خواهی که گردد رام نفس سگ، مده نانش!



***



نوشتن کلمه ای سودمند
از ابن مبارک پرسیدند: تا کی می نویسی؟ در پاسخ گفت: تا زمانی که ممکن است کلمه ای را که به حالم سودمند باشد، ننوشتم باشم به قلمم آید.
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.