کشکول شیخ بهایی 97

18 اسفند 1392   saharparsa   گنجینه ادبی, کشکول شیخ بهایی   0 نظر   786 بازدید   |

غیبت

بدانکه به زشتی یاد نمودن (غیبت) صاعقه ای کشنده است و آنکه غیبت ورزد، همچون کسی است که به منجنیقی اعمال نیک خویش را به شرق و غرب می اندازد.


به حسن بصری گفتند: ای ابا سعید! فلان کس تو را غیبت یاد کرد. طبقی رطب برایش فرستاد و گفت: شنیده ام حسنات خویش را به من بخشیده ای، اکنون این خرما به جبران آن بستان!.


نزد عبدالله بن مبارک، سخن از غیبت به میان آمد، او گفت: اگر می خواستم غیبت کننده باشم، مادر خویش را غیبت می گفتم، چرا که او از هر کس به حسنات من سزاوارتر است.


در حدیث از پیامبر (ص) آمده است که فرمود: در انجام عمل بکوشید و چون به خاطر ضعف از کاری باز ماندید، از گناه دوری جویید!


محمد بن یعقوب کلینی به استاد خود از جعفر بن محمد صادق (ع) نقل کرده است که پیامبر (ص) فرمود: برترین مردم آن است که شیفته عبادت است (به آن عشق بورزد) و آن را در آغوش گیرد، و از ته دل دوست بدارد و به همه اعضاء از آن استقبال کند، و به زاری به خدا روی آورد و از گشایش یا سختی و دگرگونی دنیا نگران نباشد.


عارفی گفته است: برادر تو کسی است که به دیدنش تو را پند دهد، پیش از سخن گفتن.

از ناشناس:
از بخت بد است بی سرانجامی من **** وز سستی طالع است ناکامی من
هر چند به حال خویش می نگرم **** جمع آمده اسباب پریشانی من


از ناشناس:
فصاد، به قصد آن که بردارد خون **** شد تیز که نیشتر زند بر مجنون
مجنون بگریست گفت: از آن می ترسم **** کاید بدل خون غم لیلی بیرون


سخن عارفان و پارسایان
به عارفی گفتند: چگونه ای؟ گفت: یابم آنچه نخواهم، و آنچه خواهم نیابم.

عبدالله بن مسعود گفت: مردار شب و قطرب روز نباشید.
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.