اما هنگامي كه شما آن برج‌هاي ريگي خود را مي‌سازيد، دريا باز هم ريگ به ساحل مي‌آورد، و هنگامي‌كه شما آن برج‌ها را ويران مي‌كنيد، دريا مي‌خندد.
به راستي، دريا هميشه با بي‌گناهان مي‌خندد.
اما چه بايد گفت درباره‌ي كساني كه از براي آنها نه زندگي درياست و نه قانون انساني برج ريگ، كساني كه زندگي از براي‌شان خَرسنگي‌ست و قانون تيشه‌اي تا با‌ آن سنگ را به هيئت خود درآوردند؟
و درباره‌ي لنگاني كه از رقاصان بيزارند؟
و درباره‌ي ورزاوي كه يوغ خود را دوست مي‌دارد و آهوان دشت و گوزنان جنگل را جانوراني سرگشته و سرگردان مي‌بيند؟
و درباره‌ي مار پيري كه نمي‌تواند پوست بيندازد و ماران ديگر را برهنه و بي‌شرم مي‌نامد؟
و درباره‌ي آن كس زود به بزم عروسي مي‌‌آيد و چون پُر خورد و خسته شد به راه خود مي‌رود و مي‌گويد هر بزمي بزهي‌ست و هر بزم‌نشيني بزهكاري؟
چه بگويم درباره‌ي اين كسان، جز اين كه آن‌ها هم در‌ آفتاب ايستاده‌اند، اما پشت به خورشيد دارند؟
اين كسان افق سايه‌هاي خود را مي‌بينند و سايه‌‌ي آنها قانون آنهاست.
و از براي آنها خورشيد چيست، مگر چيزي كه سايه مي‌اندازد؟
و به جا آوردن قانون چيست، مگر خم شدن و كشيدن خط سايه بر روي خاك؟
اما اي شما كه رو به خورشيد گام برمي‌داريد، با كدام خطي كه روي خاك كشيده شود از رفتن باز مي‌مانيد؟
و اي شما كه همراه باد مي‌رويد، كدام بادنما راهبرتان شد؟
كدام قانون انساني راه‌تان را خواهد بست، اگر يوغ‌تان را بر در زندان كسي نكوبيد؟
از كدام قانون خواهيد ترسيد، اگر برقصيد ولي بر غل و زنجير كسي پا نگذاريد؟
و كيست كه شما را به داوري بكشاند، اگر جامه‌ي خود را پاره كنيد اما بر سر راه كسي نيفكنيد؟
اي مردمان اُرفالس، شما مي‌توانيد دُهُل را در پلاس بپيچيد و سيم‌هاي ساز را باز كنيد، اما كيست كه بتواند چكاوك را از خواندن باز دارد؟

0
0
0
0 نفر

1 نظر

  1. باسلام عالی بود: :بنی آدم اعضا یک دیگرند چون عضوی به درد آید دیگر عضوها را نماند قرار متاسفا" بعض از افراد خودضان را می بینند و در خوشی و غیر غرق می شونند
    جز دعا که به راه راست هدایت کند 0 زندگی و جامعه بر اساس برنامه درست و قانون است اگر اینگونه نباشد با عرض مغذرت قانون جنگل حکم فرما می شود و غیره 00000nya58 nya79
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.