زیرا که گرسنه به سراغ او می‌روی و نزد او آرام و صفا می‌جویی.
هنگامی که او خیال خود را با تو در میان می‌‌گذارد،از اندیشیدن «نه» در خیال خود مترس و از آوردن «آری» بر زبان خود دریغ مکن.
و هنگامی که او خاموش است دل تو همچنان به دل او گوش می‌دهد؛
زیرا که در عالم دوستی همه‌ي اندیشه‌ها و خواهش‌ها و انتظارها بی‌سخن به دنیا می‌آیند و بی‌آفرینی نصیب دوست می‌گردند.
هنگامی که از دوست خود جدا می‌شوی، غمگین مشو؛
زیرا آن چیزی که تو در او از هر چیزی دوست‌تر می‌داری بسا که در غیبت او روشن‌تر باشد، چنان که کوهنورد از میان دشت کوه را روشن‌تر می‌بیند.
و زنهار که در دوستی غرضی نباشد، مگر ژرفا دادن به روح.
زیرا مهری که جویای چیزی به جز باز نمودن راز درون خود باشد، مهر نیست؛ دامی‌ست گسترده، که چیزی جز بیهودگی در آن نمی‌افتد.
و زنهار از هر آنچه داری بهترینش را به دوستت بدهی.
اگر او را باید که جزر روزی تو را ببیند، بگذار مد آن را هم بشناسد.
آن چگونه دوستی است که برای سوزاندن وقت به سراغش می‌روی؟
به سراغ دوست مرو و مگر برای خوش کردن وقت، زیرا کار او این است که نیاز تو را برآورد، نه آن که خالی درون تو را پر کند.
و شیرینی دوستی را با خنده شیرین‌تر کن، و با بهره کردن خوشی‌ها.
زیرا در شبنم چیزهای خُرد است که دل انسان بامداد خود را می‌جویید و از آن تر و تازه می‌گردد.

0
-1
1
1 نفر

1 نظر

  1. بسیار بسیار بسیار زیبا .ممنونم بانو مریم

    بسیار بسیار بسیار زیبا .ممنونم بانو مریم
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.