اول: وقتي ديدم تظاهر به فروتني مي كند تا بزرگ ديده شود.
دوم: وقتي ديدم در پيشگاه خوبان دست و پا مي زند.
سوم: وقتي ميان سخت و سهل مخير شد و سهل را برگزيد.
چهارم: وقتي كه گناهي مرتكب شد و در توجيه گناه، ديگراني را نشان داد كه همان گناه را مرتكب شده اند.
پنجم: وقتي به خاطر ناتواني، رنج و سختي را تاب مي آورد و او كه چاره اي جز تحمل نداشت اين صبر بر سختي را دليل نيرومندي خود مي پنداشت.
ششم: وقتي بر چهره زشتي خرده گرفت، و معلوم شد آن چهره يكي از جلوه هاي خود اوست.
هفتم: وقتي مديحه مي سرود و ترانه نيايش بر لب داشت و آن را فضيلت مي شمرد. من اگر حتي حقيقت مجرد را نشناسم اما جهل خود را مي پديرم و سر فرود مي آورم و اين مايه فخر من است.

ميان ادراك انسان و خيالش چنان فاصله اي است كه جز ناله او چيزي را ياراي گذشتن نيست.

بهشت نزديك است، آنجا پشت آن در؛ همان اتاقي كه درش بسته است اما من كليد در را گم كرده ام.
شايد آن را گم نكرده ام بلكه آن را بر قفل ديگري زده و فراموش كرده ام.

تو نابينايي و من بي گوش و بي زبان، پس دست مرا در دست خود گير تا يكي شويم.

ارزش آدمي به آرزوهاي اوست نه به آنچه كه به دست مي آورد.

1
1
0
1 نفر
برچسب ها:
اشتراک گذاری:
  1. مدير انجمنها
    مسئول آيتمهاي: دانلود برنامه هاي مجيد اخشابي - قصه شب - کتابهاي جبران خليل جبران
    کليله و دمنه - مقالات ادبي - داستانهاي مشاهير - موفقيت - روايت مصور
    ارسال پیغام خصوصی تعداد مطالب ارسالی : 23106 | تعداد نظرات : 32 | گروه کاربری : عضو سایت

ارسال به ایمیل دوستم!

عنوان مطلب: / خلاصه مطلب: را ارسال کن به ایمیل دوستم: نام خودم:     

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.