روح بالنده هم نتواند از نياز طبيعي اش بگريزد.

ديوانه همچون تو و من، موسيقيدان است، اما از سازش نوايي به گوش نمي رسد.

ترانه اي كه در سكوت قلب مادر نهفته است، بر لبان طفلش جاري مي شود.

آرزويي نيست در عالم كه دست نيافتني نباشد.

هرگز با خود ديگرم بر يك مدار نبوده ام، و چرايي اين جدايي راز سر به مهري بين من و اوست.
خود ديگرت هميشه اين اندوه تو را دارد، او در اندوه مي زيد و رشد مي كند، و سرانجام اين اندوه شادي است.

ميان روح و جسم هيچگاه نزاعي نيست، مگر در انديشه آنان كه روحشان سرگشته و جسمشان خيانت ورز است.

اگر به عمق هستي برسي، زيبايي را در همه چيز خواهي يافت، حتي در چشمهايي كه از ديدن زيبايي محرومند.

زيبايي تنها گمشده ما در زندگي است، غير از آن هر چه هست، انتظار رسيدن به زيبايي است.

دانه اي در خاك پنهان كن، به تو گلي خواهد داد، روياهايت را در گوش آسمان بخوان كسي را به تو خواهد داد كه دوستش داري.

روزي كه تو زاده شدي، شيطان مرد.
پس اكنون ضرورتي نيست كه از جهنم بگذري تا ملكي بيابي.


0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.