کشکول شیخ بهایی 11

13 فروردین 1391   saharparsa   گنجینه ادبی » کشکول شیخ بهایی   0 نظر   329 بازدید   |


ای بخشنده! تو، تنها پروردگاری هستی كه بيچارگان به درگاهش فرود می آيند و نيازمندان از فضل او بی نياز می شوند و گناهكاران در وسعت رحمت او آرام می گيرند. پروردگارا! مهمانخانه رحمت تو، محل پذيرايی مهمانان توست و بهشت تو، جايگاه آسايش آنان است. سپس گريست و بازگشت.



***


نشناختن محبت
يكی از عرفا چه نيكو گفته است: كسی كه محبت را توصيف كند آن را نشناخته است.
از «صلاح صفدی» درباره اين سخن «قيس» پرسيدند كه می گويد:

أصلی فما أدری إذا ما ذكرتها * اثنتين صليت الضحى أم ثمانيا؟

هنگامی كه نماز می گذارم، او را به ياد می آورم و آنگاه نمی دانم كه نماز ظهر را دو ركعت نماز گزارده ام يا هشت ركعت.
مناسبت ميان عدد «دو» و «هشت» چيست؟ در پاسخ گفت: مثل اين است كه از زيادی خطا و دل مشغولی، ركعت ها را به انگشت می شمرده، سپس مبهوت شده و ندانسته است كه آيا به تعداد انگشت های بسته نماز گزارده است؟ يا به تعداد انگشت های باز؟!
مولف گويد: خداوند، «صلاح صفدی» را جزای نيك دهد، بدين پاسخ زلالی كه از طبعی رقيق تر از سحر حلال، ولطيف تر از خمر آميخته به آب زلال است. اگر چه می دانيم كه قـيس، چنين قصدی نداشته است.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.