کشکول شیخ بهایی 15

10 اردیبهشت 1391   saharparsa   گنجینه ادبی » کشکول شیخ بهایی   0 نظر   623 بازدید   |


افلاطون مردی را ديد كه زمينی از پدرش به ارث برد و در مدتی كوتاه، آن را تلف كرد، او گفت: زمين، مردمان را می بلعد و اين جوان، زمين ها را می بلعد.


***



از سخنان سقراط
همه محبت خويش را يكباره بر دوستت ظاهر مساز! زيرا اگر از تو دگرگونی ببيند،‌ با تو دشمنی كند.


***


از سخنان فيثاغورث
اگر می خواهی كه آسوده زندگی كنی، راضی باش كه مردم تو را دشمن عقل متهم كنند، نه عاقل.



***



پاسخ محمد بن حنيفه با پادشاه روم
پادشاه روم به عبدالملك بن مروان نامه نوشت و او را تهديد كرد و وعده داد و سوگند بسيار خورد كه صد هزار تن از دريا و صد هزار كس از خشكی به سويش بفرستد. و عبدالملك قصد كرد تا با پاسخی قاطع بنويسد. پس به حجاج نوشت، تا «محمد بن حنيفه» نامه ای بنويسد و در آن، پادشاه روم را تهديد كند واز كشته شدن بترساند، و در پاسخ نامه را نيز برای او بفرستد. پس حجاج نامه ای به محمد بن حنيفه نوشت و او پاسخ داد كه: پروردگار در هر روز سيصد و شصت بار بر بندگان نظر می كند و من اميد دارم كه گوشه نظری به من داشته باشد كه شر تو را از من باز دارد. آنگاه حجاج جواب محمد حنيفه را برای عبدالملك فرستاد و عبدالملك آن را به پادشاه روم نوشت و پادشاه روم گفت: اين كلام از خودش نيست و جز از خواندن نبوت صادر نشده است.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.