كشكول شيخ بهايی 26

25 تیر 1391   saharparsa   گنجینه ادبی » کشکول شیخ بهایی   2 نظر   165290 بازدید   |


گفتند: ای حاكم! دروغ می گويد، او ثروتی ندارد، نه كم و نه زياد. مرد گفت: ای حاكم! شهادت آنان را بر ناداری من شنيدی؟ پس از من چه می خواهند؟ و حاكم به رهايی او حكم كرد.



***



نه خوبی و نه بدی!


به فيثاغورث گفتند: چه كسی از دشمنی مردم به سلامت است؟ گفت: آن كسی كه نه از او خوبی سر زند، نه بدی. پرسيدند: چگونه؟ گفت: اگر از او خوبی سر زند، بدان با او دشمنی كنند و چون بدی از او آشكار شود، خوبان به دشمنی با او برخيزند.



***



ترديد نسبت به خود

حكيمی گفت: هيچكس را نديدم، جز آن كه گمان بردم از من بهتر است، از آن رو كه نسبت به خود يقين داشتم و نسبت به ديگری ترديد.



***



از سخنان عيسی (ع)

گناهكار گناه كوچك و گناهكار گناه بزرگ با هم برابرند،‌ از او پرسيدند، چگونه چنين چيزی ممكن است؟ گفت: جرات بر هر دو عمل يكی است و آنكه ذرت می دزدد، مرواريد نيز می دزدد.

3
3
0
3 نفر

2 نظر

  1. من از مطلب بالا این رو فهمیدمکه:زیرپا گذاشتن و زورگویی و آزار ضعیفان روز گار حاکمان است ، احترام و حرمت دادن و گرفتن دست ضعیفان رسم جوانمردان، ظالمان به بد نامی مانند و جوانمردان به نیک نامی.(جوانمرد که میگم یاد جهان پهلوان تختی می افتم)

    انسانی که طریق تعادل پیش گیرد،دانا و توانمند و سلامت زیست کند.

    هرگز گمان مبر تو برترین و یگانه ای که خداوند عزوجل برترین را بی آلایش و سر به زیر و مطیع قرار داده ست.(امام رضا(ع): یکی ازشروط عقل برتر دانستن دیگران از خود در پرهیزگاری است.)

    درست وقت گناه یادمان باشد "عالم همه محضر عدل خداوند است".
  2. سلام علیکم
    دست تون درد نکنه
    مطلب خوبی بود ،این از اون حرفهاست که تو زندگی بدرد آدم میخوره
    سپاس گذارم
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.