كشكول شيخ بهايی 44

5 آذر 1391   saharparsa   گنجینه ادبی » کشکول شیخ بهایی   0 نظر   456 بازدید   |

اگر آن را بر اهل جهنم عرضه كنند جهنميان به خاط آن، احساس درد عذاب نمی كنند، و اين ساعتی است كه خدای خويش را در آن عبادت نموده است. سپس در ديگری را برايش باز می كنند كه آن را تاريک و دردناک می بيند، و در هنگام ديدن آن فرياد و جزع می كند، و اين ساعتی است كه خدای خود را نافرمانی كرده است، سپس در ديگری برايش باز می كنند كه چيزی در آن نيست نه سرور و نه ناراحتی. و اين ساعتی است كه در آن ساعت خوابيده يا به امری از امور مباح دنيوی مشغول بوده است. تاسف می خورد بر از دست دادن آنچه توصيف آن ممكن نيست، چرا كه می توانست آن در را از نيكی ها پر كند و از همين جاست كه خداوند می فرمايد: {ذلك يوم التغابن}.



****



بگذار تا بزرگ شود


شخصی به كسی گفت: از تو حاجت كوچكی دارم، در جواب گفت: آن را نگه دار تا بزرگ شود.

از «رويم» پرسيدند: صوفی كيست؟ گفت: كسی است كه نه مالک چي‍زی است و نه چيزی مالک اوست.

و نيز گفت: تصوف رها نمودن برتری ميان دو چيز است.

سمنون محب گفته است: آغاز وصال بنده به حق او از نفس خويش است و آغاز هجران او از حق، پيوند وی با نفس خويش است.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.