كشكول شيخ بهايی 59

11 فروردین 1392   saharparsa   گنجینه ادبی » کشکول شیخ بهایی   0 نظر   474 بازدید   |

يک شب تفكر علی (ع)
نوف بكالی گويد: شبی اميرالمونين علی (ع) را ديدم كه از بستر خويش برخاسته، به ستارگان می نگرد. و می گويد: ای نوف! خوابی يا بيدار؟ گفتم: ای اميرمومنان! بيدارم. فرمود: ای نوف! خوش به حال پرهيزگاران دنيا! و دوستداران آخرت.

 

آنان كه زمين را فروش، و خاک آن را بستر، و آبش را بوی خوش، و قرآن را شعار، ودعا را دثار خويش ساختند،‌ سپس به طريقه عيسی مسيح (ع) دنيا را به قرض الحسنه دادند.
ای نوف! داود نبی، شبی در همين ساعت برخاست و گفت: اين زمان هنگامی است كه چون بنده ای خدا را بخواند، به استجابت برسد. مگر اين كه مامور باج و تعقسب و شحنه باشد باشد يا به لهو لعب مشغول باشد.


***




از سخنان امير المومنين
به خدا قسم! اگه تمامی آنچه را كه در آسمانهای هفتگانه است. به من بدهند تا پوست جوی را از دهان مورچه ای به ستم بگيرم. چنين نخواهم كرد. همانا دنيا در نظر من كم ارزش تر از برگی نيم جويده در دهان ملخی است. علی كجا و عطايی كه فانی شدنی است؟ علی كجا و لذتی كه سپری شدنی است؟ به خدا پناه می برم از بديهای عقل و زشتی لغزش ها و از او كمک می گيريم.



***




اخلاق نادان
امام علی‌(ع) فرمود: چهار خوی از نادانی است: خشم گرفتن بر آنكه خاطرت از او خشنود نيست، همنشينی با كسی كه همتای او نيستی، ابراز نيازمندی نزد كسی كه تو را بی نياز نمی سازد و سخن بيهوده گفتن.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.