كشكول شيخ بهايی 64

15 اردیبهشت 1392   saharparsa   گنجینه ادبی » کشکول شیخ بهایی   0 نظر   320 بازدید   |

ترک زلال و كدر دنيا
به حكيمی گفتند: چرا ترک دنيا كرده ای؟ گفت: چون از زلالش بازداشته شدم، از كدر آن نيز خودداری كردم.


به عارفی گفتند: بهره خويش از دنيا برگير كه تو فانی شدنی می باشی. گفت: حال كه چنين است لازم آمده خود را برنگيرم.

خدا خيرش دهد! كه نيكو سروده است:
هبك بلغت كل ما تشتهيه *** وملكت الزمان تحكم فيه
هل قصارى الحياة الا ممات ؟** يسلب المرء كل ما يقتنيه

گمان كن كه به خواسته خويش رسيده ای! و بر روزگار فرمانروايی داری. آيا روزگاركوتاه عمر را مرگ در پی نيست؟ و اين طور نيست كه آدمی هر چه به كف آورد، از وی گرفته شود؟


***




گوشم مانند روح تو سنگين است
ابوسعيد اصفهانی، شاعر ضريف و پسنديده بود و گوشی سنگين داشت. وقتی كسی او را مخاطب ساخت، ابو سعيد گفت: بلندتر بگو! زيرا، سنگينی گوش من همانند سنگينی روح توست. او از جمله شاعران صاحب بن عباد بود كه ثعالبی در «يتيمه الدهر» از او ياد كرده است و شعرش در نهايت زيبايی است.


***




سخنان حكيمانه
اگر جويای عزتی، آن را در اطاعت بجوی! و اگر بی نيازی خواهی، از قناعت بخواه! آنكه خدای را اطاعت كند، پيروزيش افزون شود و آنكه قناعت پيشه كند، فقر از او دور شود.




0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.