کشکول شیخ بهایی 4

23 بهمن 1390   saharparsa   گنجینه ادبی » کشکول شیخ بهایی   0 نظر   530 بازدید   |

سپس آن را در صافی مراقبه پالايش كن، و در جام خرسندی بريز، و با شراب توكل بياميز،‌ و با دست صدق آن را بخور، و با كاسه استغفار آن را بياشام، و سپس با آب پرهيزگاری دهان خود را شستشو ده، و از حرص و طمع بپرهيز، اميد است كه پروردگار،‌ تو را شفا دهد.


تهامی می گويد:
تنافس في الدنيا غرورا وانما **** قصارى غناها ان يعود إلى الفقر
وإنا لفي الدنيا كركب سفينة **** نظل وقوفا والزمان بنا يجری


در زندگی، با نيرنگ و فريب به رقابت برمی خيزيم،‌ همانا كه نهايت بی نيازی دنيا، بازگشت به نيازمندی است. در دنيا،‌ همچون به كشتی نشسته ای هستيم كه گمان می بريم بدون حركت می باشيم،‌ در حالی كه روزگار مجال درنگ به ما نمی دهد.


***


همنشينان بی آزار


پارسايی گفت: روزی به گورستان رفتم و بهلول را ديدم. به او گفتم: اينجا چه می كنی؟ گفت: با گروهی همنشينی دارم كه مرا آزار نمی دهند،‌ و اگر از ياد آخرت باز بمانم‌، آگاهم می كنند و اگر پنهان شوم،‌ از من پنهان نمی شوند.



***


به ديوانه ای كه از گورستانی باز می گشت گفتند: از كجا می آيی؟ گفت: از اين قافله ای كه فرود آمده است. گفتند: به آنان چه گفتی؟ گفت: پرسيدم ، كی كوچ خواهيد كرد؟ در پاسخ گفتند: هنگامی كه شما نيز بياييد.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.