ديگر روز مادر شير اين حديث تازه گردانيد و گفت: زنده گذاشتن فجاّر (گناهكاران) هم تنگ(عين، هم قدر، هم رديف) كشتن اخيار (بي گناهان، نيكان، نيكويان) است. و هر كه نابكاري را زنده گذارد در فجور با او شريك گردد. ملك قضاوت را تعجيل فرمود در گزارد كار دمنه و روشن گردانيدن خيانت او در مجمع خاصّ و محفل عام. و مثال (فرمان) داد كه هر روز آنچه رود باز نمايند.
و قضات فراهم آمدند كه خاص و عامّ را جمع كردند، و وكيل قاضي آواز داد و روي به حاضران آورد و گفت: ملك در معني دمنه باز جست (تحقيق و تفحّص) كار او تفتيش حوالتي(سپردن، سفارش، چيزي كه به كسي محول شود) كه بدو افتاده است احتياط تمام فرموده است، تا حقيقت كار او از غبار شبهت(شك و دو دلي، ترديد) منزّه شود، و حكمي كه رانده آيد در حق او از مقتضي (اقتضا كننده، خواهش كننده) عدل دور نباشد، و به كامگاري سلاطين و تهوّر(بي باكي) ملوك، منسوب نگردد. و هر يكي از شما را از گناه او آن چه معلوم است ببايد گفتن براي سه فايده: اول ان كه در عدل معونت (ياري كردن) كردن و حجّت حق گفتن در دين و مروّت (مردي و مردانگي) موقعي بزرگ دارد؛ و دوّم آنكه بر اطلاق (مطلقأ) زجر كلي اصحاب ضلالت (گمراهان) به گوشمالي يكي از ارباب خيانت دست دهد؛ و سوم آن كه مالش (تنبيه و مجازات) اصحاب مكر(حيله گران) و فجور و قطع اسباب ايشان راحتي شامل و منفعتي شايع را متضمنّ (در بر دارنده، تاوان دهنده) است.
چون اين سخن به آخر سيد همه حاضران خاموش گشتند، و هيچ كس چيزي نگفت، چه ايشان را كه در كار او يقين ظاهر نبود، روا نداشتند كه به گمان مجرّد (تنها از روي ظنّ و گمان) چيزي گويند و به قول ايشان حكمي رانده شود و خوني ريخته گردد.
چون دمنه آن بديد گفت: اگر من مجرم بودمي به خاموشي شما شاد گشتمي، لكن بي گناهم، و هركه اورا جرمي نتوان شناخت برو سبيلي نباشد، و او به نزديكي اهل خرد و خيانت مبرّا و معذور است. و چاره نتواند بود از آن كه هر كس بر علم خويش در كار من سخني گويد، و در آن راستي و امانت نگاه دارد، كه هر گفتاري را پاداشي است،عاجل و آجل، و قول او حكمي خواهد بود در احياي نفسي يا ابطال(از بين بردن، باطل كردن) شخصي. و هر كه به ظنّ و شبهت (پوشيدگي امري، اشتباه) بي يقين (بي گمان) صادق، مرا در معرض تلف آرد و بدو آن رسد كه بدان مدعي رسيد كه بي علم وافر و مايه كامل، و بصيرتي و شناخت علّت ها واضح و ممارستي(تمرين كردن) در معرفت داروها راجح (غالب آمده، چربيده) و رايي در انواع معالجت صايب (درست و راست، حق و رسا) و خاطري در ادراك كيفيت تركيب نفس و تشريح بدن ثاقب (روشن كننده، فروزان) قدم پيدا و اتقان (كاري محكم كردن، استوار كردن كاري) و سزا دعوي وراي طبيبي كرد. قضات پرسيدند: چگونه؟

ادامه دارد

به همت: سونيا خندان
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.