دمنه گفت: خردمند در جنگ شتاب و مسابقت و پيش‌دستي و مبادرت روا ندارد، و مباشرت خطرهاي بزرگ اختيار صواب نبيند. و تا ممکن گردد اصحاب راي به مدارا و ملاطفت گرد خصم درآيند، و دفع مناقشت به مجاملت اولي‌تر شناسند. ودشمن ضعيف را خوار نشايد داشت، که اگر از قوت و زور درماند به حيلت و مکر فتنه انگيزد. و استيلا و اقتحام (بي‌انديشه خود را در كاري افگندن و از خطر آن نترسيدن) و تسلط و اقدام شير مقرر است و از شرح و بسط مستغني. و هرکه دشمن را خوار دارد و از غايلت (بلاي هلاك كننده) محاربت غافل باشد پشيمان گردد، چنانکه وکيل دريا گشت از تحقير طيطوي. شنزبه گفت: چگونه؟ گفت:
آورده‌اند که نوعي است از مرغان آب که آن را طيطوي خوانند، و يک جفت از آن در ساحلي بودندي. چون وقت بيضه فراز آمد ماده گفت: در اين سخن جاي تامل است، اگر دريا در موج آيد و بچگان را در ربايد آن را چه حيلت توان کرد؟ نر گفت: گمان نبرم که وکيل دريا اين دليري کند و جانب مرا فروگذارد ، واگر بي‌حرمتي انديشد انصاف از وي بتوان ستد. ماده گفت: خويشتن‌شناسي نيکو باشد. بچه قوت و عدت وکيل دريا را به انتقام خود تهديد مي‌کني؟ از اين استبداد درگذر، و براي بيضه جاي حصين گزين.

به همت: مريم پورمحمدي
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.