روزي زاغ و موش و باخه فراهم آمدند و ساعتي آهو را انتظار نمودند و نيامد. دل نگران شدند، و چنان كه عادت مشفقان است تقسّم خاطر آورد، انديشه به هر چيز كشيد. موش و باخه زاغ را گفتند: رنجي برگير و در حوالي ما بنگر تا آهو را اثري بيني. زاغ تتبعّ (از پي فرا شدن، پيروي و متابعت كردن) كرد، آهو را در بند ديد، بر فور باز آمد و ياران را اعلام داد. زاغ و باخه موش را گفتند كه: در اين حادثه جز به تو اميد نتوان داشت، كه كار از دست ما بگذشت.
موش به تگ(دويدن) ايستاد و به نزديك آهو آمد و گفت: اي بذاذر مشفق، چگونه در اين ورطه افتادي با چندان خرد و كياست و ذكا(زيركي و تيزهوشي) و فطنت(هوشياري) ؟ جواب داد كه: درمقابله تقدير آسماني، كه نه آن را بتوان ديد و نه به حيلت هنگام آن را در توان يافت، زيركي چه سود دارد؟ در اين  ميانه باخه برسيد، آهو او را گفت: كه اي بذاذر آمدن تو اين جا بر من دشوار تر از اين واقعه است. اگر صيآد به ما رسد و موش بند هاي  من بريده باشد به تگ با او مسابقت نتوانم كردن، و زاغ بپرّد، و موش در سوراخ گريزد، و تو نه پاي گريز داري و نه دست مقاومت، اين تجشّم(رنج كشيدن در كار، خود را در رنج افكندن) چرا نمودي؟ باخه گفت: چگونه نيامدي و به چه تأويل توقفّ روا داشتمي، و از آن زندگاني كه در فراق دوستان گذرد چه لذت توان يافت؟ و كدام خردمند آن را وزني نهاده‌ ست و از عمر شمرده؟ و يكي معونت(ياري دادن) بر خرسندي و آرامش نفس در نوايب(سختي هاي زمانه) ديدار برادران است و مفاوضت ايشان در آنچه به صبر و تسليّ پيوندد و فراق و رهايش را متضمّن باشد، كه چون كسي در سخن هجر افتاد حريم دل او غم را مباح گردد و بصر و بصيرت نقصان پذيرد و راي  و روّيت (درباره كسي و كاري نظر دادن و انديشه اي داشتن) بي منفعت ماند. ودر جمله متفكّر مباش، كه همين ساعت خلاص يابي و اين عقده ها گشاده شود. و در همه حال احوال شكر واجب است، كه اگر زخمي رسيدي و به جان گزندي بودي تدارك آن درميدان وهم نگنجيدي و تلافي آن در نگارخانه هوش متصوّر ننمودي.
باخه هنوز اين سخن مي گفت كه صيّاد از دور پيدا آمد. موش از بريدن بند ها بپرداخته شد. آهو بجست و زاغ پريد و موش در سوراخ گريخت. صيّاد برسيد، پاي دام آهو بريده يافت، در حيرت افتاد. چپ و راست را نگريست و ناگاه نظر به باخه افگند، او را بگرفت و محكم ببست و روي باز نهاد. در ساعت يارانش جمله شدند و كار باخه را تعّرفي كردند. معلوم شد كه در دام بلاست.

 

به همّت: سونيا خندان
مسئول انجمن هاي: دين و انديشه_ عرفان
ايميل: hakimnezami9990@yahoo.com
شناسه: hakimnezami9990

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.