(اسباب و آلات ساز و سفر و در اين مورد منظور وسايلي است كه صياد به همراه دارد چون تور و دام و ...) بنهد و روي به تو آرد، هرگاه كه نزديك آمد لنگان لنگان از پيش او مي رو. اما تعجيل مكن تا طمع از تو نبّرد. و من بر اثر او مي آيم، اميد چنين دارم كه شما هنوز در تكاپوي باشيد كه من بند باخه ببّرم و او را مخلّص(رها)‌ گردانم.
هم چنين كردند. و صيّاد در طلب آهو مانده شد، چون باز آمد باخه را نديد، و بندهاي توبره بريده يافت. حيران شد و تفكّري كرد، اوّل در بريدن بند آهو، و باز آهو خود را بيمار ساختن و نشستن زاغ بر وي، و بريدن بند باخه. بترسيد و از بيم خون در تن وي چون شاخ بقم(درختي بزرگ است كه در سواحل هندوستان و زير باد و دكن و زنگبار مي رويد. گل آن بسيار زرد و ميوه آن مدور و مايل به سرخ مي گردد به واسطه قرمزي كه دارد، خون را بدان تشبيه مي كنند ولي اينجا زردي گل و و شاخه آن منظور است.)
شد و پوست بر اندام وي چون زعفران شاخ(تارهاي گل خوشبوي زرد مايل به سرخي كه در كشمير و اصطهبانات و مازندران و ... مي رويد. شايد سبب اينكه از زعفران شاخ ياد كرده است علاوه بر رعايت صنعت اين باشد كه زعفران نباتي و يا زعفران معدني اشتباه نشود)
آهو و زاغ و موش و باخه فراهم آمدند و ايمن و مرفه سوي مسكن رفت، پيش نه دست بلا به دامن ايشان رسيد و نه چشم بد رخسار فراغ ايشان زرد گردانيد. به يمن وفاق(به بركت همكاري و سازگاري) عيش ايشان هر روز خرّم تر بود و احوال هر ساعت منظم تر.
اين است داستان موافقت دوستان و مثل مرافقت بذاذران و مظاهرت(پشتي و حمايت و دستگيري) ايشان در سرّا(نرمي، شادي) و ضرّا(سختي و دشواري) و شدّت و رخاّ(سستي، فراخي و آساني) و فرط ايستادگي كه هر يك در حوادث ايّام و نوايب(سختي هاي زمانه) به جاي آوردند. تا به بركات يك دلي و مخالصت و ميامن(نيك بختي ها) هم پشتيو معاونت، از چندين ورطه هايل(خطرناك، ترسناك) خلاص يافتند و عقبات آفات پس پشت كردند.
و خردمند بايد كه در اين حكايات به نور عقل، تأملي كند، كه دوستي جانوران ضعيف را، چون دلها صافي مي گرداند و در دفع مهمات دست در دست مي نهند، چنديدن ثمرات هني(شيرين و گوارا) و نتايج مرضي(موضو، خوش و پسنديده) مي باشد، اگر طايفه عقلا از اين نوع مصادقتي(دوستي و دوستي ورزيدن، محبت) بنا نهند و آن را بر اين ملاطفت به پايان رسانند فوايد آن همه جوانب را چگونه شامل گردد، و منافع و عوارف(نيكويي و صفات نيك و عمل نيكو) آن بر صفحات حال هر يك بر چه جمله ظاهر شود.
ايزد عالي كافّة مومنان را بر سعادت توفيق كرامت كناد، و درهاي علم و حكمت بريشان گشاده گرداناد.




به همّت: سونيا خندان
مسئول انجمنهاي: عرفان_ مسائل مختلف ادبي
ايميل: hakimnezami9990@yahoo.com
شناسه: hakimnezami9990

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.