چه هر كه به راي ناصحان مقبول سخن تمام هنر استظهار (پشت گرمي، جايي براي تكيه و آسوده خاطري) نجويد درنگي نيفتد تا آنچه از مساعدت بخت و موافقت سعادت بدو رسيده باشد ضايع و متفرّق شود. چه اقسام خيرات و دالّت (دليل) نسبت و جمال نتوان يافت، لكن به وسيلت عقل و شنودن نصايح ارباب تجربت و ممارست به دست آيد.
و هر كه از شعاع عقل غريزي بهرمند شد، و استماع سخن ناصحان را شعار ساخت اقبال او چون سايه چاه پايدار باشد، نه چون نور ماه در محاق (تاريكي ماه، سه شب آخر ماه كه ماه ديده نمي شود) و زوال، و دست مرّيخ (نام سياره اي از منظومه شمسي كه به آن بهرام نيز گويند، كه گويند نحس است و علامات جنگ و خونريزي در آن است) سلاح نصرتش صيقل كند، و قلم عطارد (اين سياره را دبير فلك گويند و علم و عقل را به او نسبت دهند) منشور دولتش توقيع (نشانه دار) كند و ملك امروز به جمال عقل ملك آراي متحلّي است.

                            نرسد عقل اگر دو اسپه كند/ در تگ و هم بي غبار ملك


و مرا چون در اين مهم عزّ مشورت ارزاني داشت مي خواهم كه بعضي جواب در جمع گويم و بعضي در خلأ. و من چنانكه جنگ را منكرم تواضع و تذللّ (فروتني كردن) و قبول جزيت (ماليات و سرانه اي كه از مغلوب گشته گيرند) و تحمّل عاري كه زمانه كهن گردد و تاريخ آن هنوز تازه باشد، هم كاره(ناپسند دارنده)

                        نشوم خاضع عدو هرگز / ور چه بر آسمان كند مسكن
                         باز گنجشك را برد فرمان؟/ شير روباه را نهد گردن؟


و كريم زندگاني دراز براي تخليد( ذكر، جاوداني نام)‌ ذكر و محاسن آثار آن را خواهد، و اگر ناكامي در اين حيّز( مكان كناره، كرانه و ناحيه و در اين جا يعني منزل) افتد و عاري بر وي خواهد رسيد، كوتاهي عمر را بر آن ترجيح نهد و تنگي گور را پناه منيع (محكم و استوار، رفيع) شمرد. و صواب نمي بينم ملك را اظهار عجز، كه مقدمه هلاك و داعي ضيّاع (نابودي) ملك و نفس است. و هر كه تن بدان در داد درهاي خير بر وي بسته گردد و در طريق حيلت او سدّ‌هاي قوي پديد آيد.


به همّت: سونيا خندان
مسئول انجمن هاي: عر فان_ مسائل مختلف ادبي
ايميل: hakimnezami9990@yahoo.com
شناسه: hakimnezami9990

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.