و با چنين كس تدبير كردن بر اين مثال است كه مردي افسون مي خواند تا ديو يكي را بگيرد، چون نيكو نتواند خواند، و شرايط احكام( استوار كردن، محكم كردن كارها) اندر آن به جاي نتواند آورد، فرو ماند و ديو در وي افتد. و ملك از شنودن اين ترّهات

    (سخنان گزاف و بي پر و پا)
مستغني است، كه به كمال حزم(احتياط) و نفاذ عزم خاك در چشم ملوك زده است و از بأس
    ( عذاب، سختي و تنگي)

و سياست خويش در حريم ممالك پاسبان بيدار و ديدبان دوربين گماشته، چنانكه از شكوه و هيبت آن در سايه امن پناه طلبيده است و فتنه در حمايت خواب بياراميده

از خواب گران فتنه سبك بر نكند سر/ تا ديده حزم تو بود روشن و بيدار
له عزماتْ لا ترّد وجـــــوهنا/ إذا ما أنتحي خْطب من الدّهر فادح


و چون پادشاه اسرار خويش را بر اين نسق(روش و ترتيب) عزيز و مستور داشت، و وزير كافي گزيد، و در دلهاي عوام مهيب بود، و حشمت از او تنسّم( اطلاع حاصل كردن) ضمير تتبعّ(تحقيق) سرّ او مانع گشت، و مكافات نيكو كرداران و ثمرت خدمت مخلصان در شرايع( جمع شريعه، آييني كه پيغمبران از جانب خداي تعالي بر بندگان آوردند) جهان داري واجب شمرد، و زجر متعدّيان و تعريك مقصّران فرض شناخت، و در انفاق حسن تقدير به جاي آورد سزاوار باشد كه ملك او پايدار باشد و دست حوادث مواهب زمانه از وي نتواند ربود، و در خدمت او گردد.

هر خائن راست كا رو چرخ ظالم دادگر


چه مقرّّر است كه همگنان رادر كسب سعادت و طلب دولت حركتي بباشد و هر يك فراخور حال خود از آن جهت سودايي بپزد( آرزوي دور و دراز و باطل در سر پروراندن) اما يافتن آن به قوّت همّت و ثبات عزيمت دست دهد.
و اسرار ملوك را منازل متفاوت است، بعضي آن است كه دو تن محرم آن نتوان داشت و در بعضي جماعتي را شركت شايد داد و اين سرّ از آن هاست كه جز دو سر و چهار گوش را شاياني(شايستگي و لياقت) محرميّت آن نيست.



به همّت: سونيا خندان
مسئول انجمن هاي: عر فان_ مسائل مختلف ادبي
ايميل: hakimnezami9990@yahoo.com
شناسه: hakimnezami9990

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.