و برفق و مجاملت و مواسا و ملاطفت دست بكار كن كه رسول به لطف كار پيچيده را بگزارد رساند، و اگر عنفي در ميان آرد از غرض بازماند، و كارهاي گشاده ببندد. و از آداب رسالت و رسوم سفارت آن است كه سخن بر حدت شمشير رانده آيد و از سر عزت ملك و نخوت پادشاهي گزارده شود، اما دريدن و دوختن در ميان باشد. و نيز هر سخن را كه مطلع از تيزي اتفاق افتد مقطع بنرمي و لطف رساند. و اگر مقطع فصلي به درشتي و خشونت رسيده باشد تشبيب ديگري از استمالت نهاده آيد، تا قرار ميان عنف و لطف و تمرد و تودد دست دهد، و هم جانب ناموس جهان داري و شكوه پادشاهي مرعي ماند و هم غرض از مخادعت دشمن وادراك مراد بحصول پيندد.
پس پيروز بدان وقت كه ماه نور چهره خويش بر آفاق عالم گسترده بود و صحن زمين را به جمال چرخ آراي خويش مزين گردانيده، روان گشت. چون به جايگاه پيلان رسيد انديشيد كه نزديكي پيل مرا از هلاكي خالي نماند اگر چه از جهت ايشان قصدي نرود، چه هركه مادر در دست گيرد اگر چه او را نگزد به اندكي لعابي كه از دهان وي بدو رسد هلاك شو . و خدمت ملوك را همين عيب است كه اگر كسي تحرز بسيار واجب بيند و اعتماد و امانت خدمت ملوك را همين عيب است كه اگر كسي تحرز بسيار واجب بيند و اعتماد و امانت خويش مقرر گرداند دشمنان او را به تقبيح و بد گفت در صورت خاينان فرا نمايند و هرگز جان به سلامت نبرند. و حالي صواب من آن است كه بر بالايي روم و رسالت از دور گزارم. همچنان كرد و ملك پيلان را آواز داد از بلندي و گفت: من فرستاده ماهم، و بر رسول در آنچه گويد و رساند حرجي نتواند بود ، و سخن او اگرچه بي محابا ودرشت رود بسمع رضا بايد شنود . پيل پرسيد كه :رسالت چيست ؟ گفت: ماه مي گويد: «هركه فضل قوت بر ضعيفان بيند بدان مغرور گردد، خواهد كه ديگران را گرچه از وي قويتر باشند دست گرايي كند، هر آينه قوت او راهبر فضيحت و دليل راهبر شود. و تو بدانچه بر ديگر چهارپايان خود را راجح مي شناسي در غرور عظيم افتاده اي .
ديو كانجا رسيد سر بنهد / مرغ كانجا رسيد پر بنهد
نرود جز به بدرقه گردون / از هوا و زمين او بيرون


به همت: مريم پورمحمدي
مسؤول ارشد سايت
مسؤول انجمن آموزشگاه ادبيات
اختصاصي‌هاي سايت (دانلود برنامه ها، عكسها و پوسترها، مصاحبه‌هاي مجيد اخشابي)
ايميل: zendegi_khazan@yahoo.com
شناسه ياهو: zendegi_khazan
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.