مثنوی معنوی:نقاب

4 مرداد 1391   Negin Bagherani   گنجینه ادبی » مثنوی معنوی مولوی   0 نظر   525 بازدید   |


در روزگاران قدیم هر کسی نمی توانست به حمام رفته و هر زمان که بخواهد استحمام کند زیرا حمام مخصوص شاهان و اشراف و خانواده های آنان بود. در حمام ها دلاکانی وجود داشتند که به افراد یاری می رساندند و در واقع در امر استحمام به آنان کمک می کردند...



در یکی از حمامها شخصی به نام نصوح دلاکی می کرد اما نصوح یک مرد بود و در حمام زنانه به کار مشغول بود او چهره زنانه ای داشت و برای اینکه کسی متوجه چیزی نباشد چادر و سربند می بست . همه گمان می کردند او یک زن است و او نیز با خیال راحت به دلاکی دختران و همسران اشراف مشغول بود.

او به حمام زنان دلاک بود/ در دغا و حیله بس چالاک بود
چون که آواز و رخش زن وار بود/ لیک شهوت کامل و بیدار بود
دختران خسروان را زین طریق/ خوش همی مالید و می شست آن عشیق

تا اینکه روزی که نصوح در حال دلاکی بود یکی از گوشواره های دختر پادشاه گم شد تمام درهای خروج را بستند تا اول در میان رخت ها جستجو کنند و چنین نیز کردند اما بازهم پیدا نشد و سرانجام دستور دادند همه سرتاپا عریان شوند

بانگ آمدکه همه عریان شوید/ هرکه هستید ار عجوز و گر نوید
پس به جد جستن گرفتند از گزاف/ در دهان و گوش و اندر هر شکاف
در شکاف تحت و فوق و هر طرف/ جستجو کردند دری خوش صدف


نصوح از ترس که مرد بودنش لو نرود در گوشه خلوتی خزید و دست به دامان خداوند شده بود و با خدا راز و نیاز می کرد و می گفت: خودم می دانم که بارها توبه کردم و توبه شکستم اما تو خداوندی کن و آنچه که سزاوار توست انجام بده اگر نوبت این جستجو به من برسد وای که چه عذابی باید متحمل شوم. آنقدر راز و نیاز کرد که سرانجام خداوند اجابت کرد . در این هنگام نوبت جستجو به او رسید.
در میان یارب و یارب او / بانگ آمد از میان جستجو
جمله را جستیم پیش آی ای نصوح/ گشت بیهوش آن زمان پرید روح


نصوح بیهوش شده و نقش زمین گشت . در عالم بیهوشی دید که دعایش مستجاب شده و توبه اش پذیرفته گشته است. کسانی که در حال جستجو بودند می خواستند لباسهای نصوح را از تنش درآورند که در این هنگام فریاد زدند: جواهر گمشده پیدا شد دیگر نگردید.
پس از آن همه برای حلالیت نزد نصوح آمدند و گفتند: همان نفر اول می خواستیم از تو برای جستجو شروع کنیم زیرا به تو مضنون بودیم ما را حلال کن.
از آن روز نصوح برای همیشه توبه کرد و از حمام رفت.





به همت: سونیا خندان
ایمیل: hakimnezami9990@yahoo.com

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.