http://upload.tehran98.com/img1/qawf5usm3mlq37tukuj6.jpg
در حالی که زنها در حلیه گری شهره می باشند’ مولانا نیز در مثنوی معنوی اشاره ای به این می کند‘ با این داستان که: خواجه ای زن فريبكار و حيله گري داشت. هرچه مي خريد و به خانه مي آورد, زن آن را مي خورد يا خراب مي كرد و زیر بار آن هم نمی رفت و انکار می نمود. مرد كاري نمي توانست بكند زیرا مدرکی برای دروغگویی زن نداشت. روزي مهمانان بسیاری قصد آمدن به منزل آنها را داشتند‘ خواجه‘ دو كيلو گوشت خريد و به خانه آورد. زن پنهاني گوشتها را كباب كرده و با شراب خورد و پس از اتمام آن‘مهمانان آمدند. خواجه به زن گفت: گوشتها را كباب كن و براي مهمانها غذایی نیکو تهیه کن. زن جواب داد: گربه خورد, گوشتي نيست همه گوشتها را گربه خورده و اگر می خواهی برای مهمانها غذا تهیه کنم چاره ای نیست جز اینکه بروی و دوباره بخری. خواجه خطاب به غلامش گفت: آهاي غلام! برو ترازو را بياور تا گربه را وزن كنم و ببينم وزنش چقدر است. غلام اطاعت کرد و حواجه’ گربه را كشيد, دو كيلو بود. سپس رو به زن کرده و گفت: گوشتها دو كيلو بود گربه هم دو كيلو است. اگر اين گربه است پس گوشت ها كو؟ اگر اين گوشت است پس گربه كجاست.
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.