حكمتهای نهج البلاغه 42

4 دی 1391   saharparsa   گنجینه ادبی » کلام امیر   0 نظر   532 بازدید   |

حکمت 412
اصحاب امام پيرامونش نشسته بودند كه زنى زيبا از آنجا گذشت، حاضران ديده به آن زن دوختند  همانا ديدگان اين مردم به منظره شهوت آميز دوخته شده و به هيجان آمده اند، هرگاه كسى از شما با نگاه به زنى به شگفتى آمد، با همسرش بياميزد كه او نيز زنى چون زن وى باشد.مردى از خوارج گفت: خدا اين كافر را بكشد چقدر فقه مى داند، مردم براى كشتن او برخاستند، امام فرمود: آرام باشيد، دشنام را با دشنام بايد پاسخ داد يا بخشيدن از گناه.




حکمت 413

عقل تو را كفايت كند كه راه گمراهى را از رستگارى نشانت دهد.




حکمت 414
كار نيك بجا آوريد، و آن را هر مقدار كه باشد كوچك نشماريد، زيرا كوچك آن بزرگ، و اندك آن فراوان است، و كسى از شما نگويد كه: ديگرى در انجام كار نيك از من سزاوارتر است. گرچه سوگند به خدا كه چنين است، همانا خوب و بد را مردانى طرفدارى مى كنند كه هر گاه هر كدام از آن دو را واگذاريد، انجامشان خواهند داد.




حکمت 415
كسى كه نهان خود را اصلاح كند، خدا آشكار او را نيكو گرداند، و كسى كه براى دين خود كار كند، خدا دنياى او را كفايت فرمايد، و كسى كه ميان خود و خدا را نيكو گرداند، خدا ميان او و مردم را اصلاح خواهد كرد.



حکمت 416
بردبارى پرده اى است پوشاننده، و عقل شمشيرى است بران، پس كمبودهاى اخلاقى خود را با بردبارى بپوشان، و هواى نفس خود را با شمشير عقل بكش.



حکمت 417
خدا را بندگانى است براى سود رساندن به ديگران، نعمتهاى خاصى به آنان بخشيده، تا آنگاه كه دست بخشنده دارند نعمتها را در دستشان باقى مى گذارد، و هرگاه از بخشش دريغ كنند، نعمتها را از دستشان گرفته و به دست ديگران خواهد داد.



حکمت 418
سزاوار نيست كه بنده خدا به دو خصلت اعتماد كند، تندرستى، و توانگرى، زيرا در تندرستى ناگاه او را بيمار بينى، و در توانگرى ناگاه او را تهيدست.



حکمت 419

كسى كه از نياز خود نزد مومنى شكايت برد، گويى به پيشگاه خدا شكايت برده است، و كسى كه از نيازمندى خود نزد كافرى شكوه نمايد، گويى از خدا شكوه كرده است.



حکمت 420
در يكى از روزهاى عيد اين عيد كسى است كه خدا روزه اش را پذيرفته، و نماز او را ستوده است، و هر روز كه خدا را نافرمانى نكنند، آن روز عيد است.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.