حکمتهایی از نهج البلاغه 15

1 خرداد 1391   saharparsa   گنجینه ادبی » کلام امیر   0 نظر   551 بازدید   |



حكمت 142
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها


مردي از امام در خواست اندرز كرد. - از كساني مباش كه بدون عمل صالح به آخرت اميدوار است، و توبه را با آرزوهاي دراز به تأخير مي‏اندازد، در دنيا چونان زاهدان، سخن مي‏گويد، اما در رفتار همانند دنيا پرستان است، اگر نعمت‏ها به او برسد سير نمي‏شود، و در محروميّت قناعت ندارد، از آنچه به او رسيد شكر گزار نيست، و از آنچه مانده زياده طلب است.

ديگران را پرهيز مي‏دهد اما خود پروا ندارد به فرمانبرداري امر مي‏كند اما خود فرمان نمي‏برد، نيكوكاران را دوست دارد، اما رفتارشان را ندارد گناهكاران را دشمن دارد اما خود يكي از گناهكاران است، و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمي‏دارد، اما در آنچه كه مرگ را ناخوشايند ساخت پافشاري دارد، اگر بيمار شود پشيمان مي‏شود، و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذراني‏هاست در سلامت مغرور و در گرفتاري نا اميد است اگر مصيبتي به او رسد به زاري خدا را مي‏خواند.اگر به گشايش دست يافت مغرورانه از خدا روي بر مي‏گرداند، نفس به نيروي گمان ناروا، بر او چيرگي دارد، و او با قدرت يقين بر نفس چيره نمي‏گردد.براي ديگران كه گناهي كمتر از او دارند نگران، و بيش از آنچه كه عمل كرده اميدوار است.اگر بي نياز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهيدست گردد، مأيوس و سست شود.چون كار كند در آن كوتاهي ورزد، و چون چيزي خواهد زياده روي نمايد، چون در برابر شهوت قرار گيرد گناه را بر گزيده، توبه را به تأخير انداز، و چون رنجي به او رسد از راه ملت اسلام دوري گزيند، عبرت آموزي را طرح مي‏كند امّا خود عبرت نمي‏گيرد در پند دادن مبالغه مي‏كند امّا خود پند پذير نمي‏باشد.

سخن بسيار مي‏گويد، امّا كردار خوب او اندك است براي دنياي زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا براي آخرت جاويدان آسان مي‏گذرد سود را زيان، و زيان را سود مي‏پندار از مرگ هراسناك است امّا فرصت را از دست مي‏دهد گناه ديگري را بزرگ مي‏شمارد، امّا گناهان بزرگ خود را كوچك مي‏پندارد، طاعت ديگران را كوچك و طاعت خود را بزرگ مي‏داند مردم را سرزنش مي‏كند، امّا خود را نكوهش نكرده با خود رياكارانه بر خورد مي‏كند خوشگذراني با سرمايه‏داران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زيان ديگران حكم مي‏كند امّا هرگز به نفع ديگران بر زيان خود حكم نخواهد كرد، ديگران را هدايت امّا خود را گمراه مي‏كند، ديگران از او اطاعت مي‏كنند، و او مخالفت مي‏ورزد، حق خود را به تمام مي‏گيرد امّا حق ديگران را به كمال نمي‏دهد، از غير خدا مي‏ترسد، امّا از پروردگار خود نمي‏ترسد مي‏گويم: - اگر در نهج البلاغه جز اين حكمت وجود نداشت، همين يك حكمت براي اندرز دادن كافي بود اين سخن، حكمتي رسا، و عامل بينايي انسان آگاه، و عبرت آموز صاحب انديشه است -



حكمت 143
ضرورت آينده نگري


هر كس را پاياني است، تلخ يا شيرين.



حكمت 144
توجه به فنا پذيري


آنچه روي مي‏آورد، باز مي‏گردد، و چيزي كه باز گردد گويي هرگز نبوده است



حكمت 145
صبر و پيروزي


انسان شكيبا، پيروزي را از دست نمي‏دهد، هر چند زمان آن طولاني شود.



حكمت 146
اهميّت نيّت‏ها


آن كس كه از كار مردمي خشنود باشد، چونان كسي است كه همراه آنان بوده و هر كس كه به باطلي روي آورد، دو گناه بر عهده او باشد، گناه كردار باطل، و گناه خشنودي به كار باطل.



حكمت 147
ضرورت پايبندي به عهد و پيمان


عهد و پيمان‏ها را پاس داريد به خصوص با وفاداران.


حكمت 148
ضرورت خدا شناسي و اطاعت


خداي را اطاعت كنيد كه در نشناختن پروردگار عذري نداريد.



حكمت 149
فراهم بودن راه‏هاي هدايت


اگر چشم بينا داشته باشيد، حقيقت را نشانتان داده‏اند، اگر هدايت مي‏طلبيد شما را هدايت كردند، اگر گوش شنوا داريد، حق را به گوشتان خواندند.



حكمت 150
روش برخورد با دوستان بد


برادرت را با احساني كه در حق او مي‏كني سرزنش كن، و شر او را با بخشش باز گردان.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.