حكمتهای نهج البلاغه 19

29 خرداد 1391   saharparsa   گنجینه ادبی » کلام امیر   0 نظر   659 بازدید   |


حکمت 182

همانا انسان در دنيا تخته نشان تيرهاى مرگ است، ثروتى كه دستخوش تاراج مصيبتهاست، با هر جرعه نوشيدنى گلو رفتنى، و در هر لقمه اى گلوگير شدنى است، و بنده نعمتى به دست نياورد جز آن كه نعمتى از دست بدهد، و روزى به عمرش افزوده نمى گردد جز با كم شدن روزى ديگر، پس ما ياران مرگيم، و جانهاى ما هدف نابودى ها، پس چگونه به ماندن جاودانه اميدوار باشيم؟ در حالى كه گذشت شب و روز بنايى را بالا نبرده جز آنكه آن را ويران كرده، و به اطراف پراكند.



حکمت 183

اى فرزند آدم، آنچه را كه بيش از نياز خود فراهم كنى، براى ديگران اندوخته اى.




حکمت 184

دلها را روى آوردن و پشت كردنى است، پس دلها را آنگاه به كار واداريد كه خواهشى دارند و روى آوردنى، زيرا اگر دل را به اجبار بكارى وادارى كور مى گردد.




حکمت 185

چون خشم گيرم، كى آن را فرونشانم؟ در آن زمان كه قدرت انتقام ندارم؟ كه به من بگويند! (اگر صبر كنى بهتر است.) يا آنگاه كه قدرت انتقام دارم؟ كه به من بگويند: (اگر عفو كنى خوب است.)




حکمت 186

(در سر راه از كنار مزبله اى عبور مى كرد) اين همان است كه بخيلان به آن بخل مى ورزند. (و در روايت ديگرى نقل شد كه) اين چيزى است كه ديروز بر سر آن رقابت مى كرديد.



حکمت 187

مالى كه نابودى آن تو را پند مى دهد، از دست نرفته است.



حکمت 188

اين دلها همانند تن ها خسته مى شوند، براى نشاط آن به سخنان تازه حكيمانه روى بياوريد.



حکمت 189

(وقتى شنيد كه خوارج مى گويند، حكومت فقط از آن خداست) سخن حقى است كه از آن اراده باطل دارند.




حکمت 190


(در تعريف جمع اوباش، فرمود) آنان چون گرد هم آيند پيروز شوند، و چون پراكنده شوند سود دهند (از امام پرسيدند چون اوباش گرد هم آيند زيان رسانند را دانستيم، اما چه سودى در پراكندگى آنان است) فرمود: صاحبان كسب و كار، و پيشه وران به كارهاى خود باز مى گردند، و مردم از تلاش آنان سود برند، بنا به ساختن ساختمان، و بافنده به كارگاه بافندگى، و نانوا به نانوايى روى مى آورد.

1
1
0
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.