حكمتهای نهج البلاغه 45

2 بهمن 1391   saharparsa   گنجینه ادبی » کلام امیر   0 نظر   459 بازدید   |


حکمت 442
هيچ كس شوخى بيجا نكند جز آنكه مقدارى از عقل خويش را از دست بدهد.


حکمت 443
دورى تو از آن كس كه خواهان تو است نشانه كمبود بهره تو در دوستى است، و گرايش تو به آن كس كه تو را نخواهد، سبب خوارى تو است.

حکمت 444
زبير همواره با ما بود تا آنكه فرزند نامباركش عبدالله، پا به جوانى گذاشت.


حکمت 445
فرزند آدم را با فخرفروشى چه كار؟ او كه در آغاز نطفه اى گنديده، و در پايان مردارى بدبو است، نه مى تواند روزى خويش را فراهم كند، و نه مرگ را از خود دور نمايد.


حکمت 446
فقر و بى نيازى ما پس از عرضه شدن بر خدا آشكار خواهد شد.


حکمت 447
از امام پرسيدند بزرگترين شاعر عرب كيست؟ فرمود:شاعران در يك وادى روشنى نتاختند تا پايان كار معلوم شود، و اگر ناچار بايد داورى كرد، پس پادشاه گمراهان بزرگترين شاعر است امروالقيس، كه كافر و شعر او از همه برتر بود.



حکمت 448
آيا آزادمردى نيست كه اين لقمه جويده حرام دنيا را به اهلش واگذارد؟ همانا بهايى براى جان شما جز بهشت نيست، پس به كمتر از آن نفروشيد.


حکمت 449
دو گرسنه اى كه هرگز سير نشوند، جوينده علم و جوينده مال.



حکمت 450
نشانه ايمان آن است كه راست بگويى آنگاه كه تو را زيان رساند، و دروغ نگويى آنگاه كه تو را سود دهد، و آنكه بيش از مقدار عملت سخن نگويى، و چون از ديگران سخن گويى از خدا بترسى.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.