حكمتهای نهج البلاغه 46

9 بهمن 1391   saharparsa   گنجینه ادبی » کلام امیر   0 نظر   437 بازدید   |

 

حکمت 451
تقدير الهى چنان بر محاسبات ما چيره شود كه تدبير، سبب آفت زدگى باشد.

 

 

حکمت 452
بردبارى و درنگ با هم اند و نتيجه آن بلندهمتى است.


حکمت 453
غيبت كردن تلاش ناتوان است.


حکمت 454
چه بسا كسانى كه با ستايش ديگران فريب خوردند.



حکمت 455
دنيا براى رسيدن به آخرت آفريده شد، نه براى رسيدن به دنيا.


حکمت 456
بنى اميه را مهلتى است كه در آن مى تازند، پس آنگاه كه ميانشان اختلاف افتد پس كفتارها بر آنان دهان گشايند و بر آنان پيروز خواهند شد. مرود، يعنى فرصت دادن، كه از فصيح ترين و شگفتى آورترين كلام است.



حکمت 457
در ستايش انصار فرمود: بخدا سوگند! آنها اسلام را پروراندند، چونان مادرى كه فرزندش را بپروراند، با توانگرى، با دستهاى بخشنده، و زبانهاى برنده و گويا.



حکمت 458
چشم، بند ظرف حوادث است.


حکمت 459
بر آنان فرمانروايى حاكم شد، كه كارها را بپا داشت، و استقامت ورزيد، تا دين استوار شد.



حکمت 460
مردم را روزگارى دشوار در پيش است كه توانگر اموال خود را سخت نگهدارد، كه به اين بخل ورزى فرمان داده نشده است، خداى سبحان فرمود: بخشش ميان خود را فراموش نكنيد. بدان در آن روزگار، بلندمقام، و نيكان خوار گردند، و با درماندگان به ناچارى خريد و فروش مى كنند در حالى كه رسول خدا (ص) از معامله با درماندگان نهى فرمود.

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.