حكمتهای نهج البلاغه 47

16 بهمن 1391   saharparsa   گنجینه ادبی » کلام امیر   0 نظر   484 بازدید   |

حکمت 461
دو كس نسبت به من هلاك مى گردند، دوستى كه زياده روى كند، و دروغ پردازى كه به راستى سخن نگويد. اين كلام مانند سخن ديگرى است كه فرمود: دو تن نسبت به من هلاك گردند، دوستى كه از حد گذراند، و دشمنى كه بيهوده سخن گويد.

 

حکمت 462
از امام نسبت به توحيد و عدل پرسيدند فرمود: توحيد آن است كه خدا را در وهم نيارى، و عدل آن است كه او را متهم نسازى.


حکمت 463
در دعا به هنگام طلب ياران فرمود: خدايا ما را با ابرهاى رام سيراب كن، نه ابرهاى سركش. (اين كلمات از فصيح ترين و شگفتى آورترين كلمات اديبانه است كه ابرهاى سركش همراه با رعد و برق را به شتران چموش تشبيه كرد كه بار از پشت مى افكنند و سوارى نمى دهند، و ابرهاى رام به شتران رام تشبيه كرد كه به راحتى شير داده، و سوارى مى دهند.


حکمت 464
به امام گفتند چه مى شد موى خود را رنگ مى كردى؟ فرمود: رنگ كردن مو، آرايش است، اما ما، در عزاى پيامبر (ص) به سر مى بريم.


حکمت 465
مجاهد شهيد در راه خدا، پاداش او بزرگتر از پاداش عفيف پاكدامنى نيست كه قدرت بر گناه دارد و آلوده نمى گردد، همانا عفيف پاكدامن، فرشته اى از فرشته هاست.


حکمت 466
قناعت مالى است كه پايان نمى پذيرد.


حکمت 467
چون زياد بن ابيه را به جاى عبدالله بن عباس، به فارس و شهرهاى پيرامون آن حكومت داد، او را در دستورالعمل طولانى از گرفتن ماليات نابهنگام نهى فرمود: عدالت را بگستران، و از ستمكارى پرهيز كن، كه ستم رعيت را به آوارگى كشاند، و بيدادگرى به مبارزه و شمشير مى انجامد.


حکمت 468
سخت ترين گناهان، گناهى است كه گناهكار آن را سبك شمارد.



حکمت 469
خدا از مردم نادان عهد نگرفت كه بياموزند، تا آنكه از دانايان عهد گرفت كه آموزش دهند.



حکمت 470
بدترين دوست آنكه براى او به رنج و زحمت افتى.



حکمت 471
وقتى مومن برادرش را به خشم آورد، به يقين از او جداشده است.


0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.